احتجاج امام عليه السلام با عبداللَّه پسر عمروعاص
امام عليه السلام از جلو عبداللَّه فرزند عمرو عاص عبور كرد عبداللَّه به همراهان خود گفت : هر كس دوست دارد به محبوبترين اهل زمين در نظر اهل آسمان نگاه كند به اين عابر نگاه كند . و من از شبهاى صفين تا حال با او سخن نگفتهام .
ابوسعيد خدرى او را برداشت و به خدمت امام آورد . امام فرمود : « آيا مىدانى من محبوبترين اهل زمين در نزد اهل آسمان هستم آن گاه با من و پدرم در روز صفين به جنگ پرداختى . سوگند به خدا پدرم بهتر از من بود ؟ » « 1 » او عذر و بهانه آورد كه رسول خدا صلّى اللَّه و عليه و آله به من فرمود : از پدرت اطاعت كن .
امام فرمود : آيا سخن خداوند متعال را نشنيدهاى كه مىفرمايد : « و اگر پدر و مادر تلاش كردند كه آنچه را نسبت به آن آگاهى ندارى براى من شريك قرار دهى ، پس از ايشان پيروى مكن » و سخن رسول خدا را كه فرمود : « همانا اطاعت و پيروى در معروف و نيكى است » و سخن ديگر آن حضرت كه فرمود : « در معصيت خداوند اطاعت و پيروى از مخلوق روا نيست . » « 2 »
ملاقات امام حسين و ابن عمر در صفين
در جريان جنگ صفين عبيداللَّه « 3 » فرزند عمر به امام حسين عليه السلام پيام فرستاد كه با تو كارى دارم هر وقت خواستى مرا ديدار كن تا بگويم . امام
هامش
( 1 ) . أتعلم أنّي أحبُّ أهل الأرض إلى أهل السماء و تقاتلنى و أبي يوم صفّين ؟ واللّه إنّ أبي لخير منّي .
( 2 ) . اما سمعت قول اللّه تعالى : « و إن جاهداك على أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما » ( لقمان : 15 ) و قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله : إنّما الطّاعة في المعروف ، و قوله : لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق . المناقب : 4 / 81 .
( 3 ) . در منبع « عبداللّه » آمده و ليكن « عبيداللّه » صحيح است .