امام عليه السلام در جمع ايشان براى ايراد خطابه به پا خاست حمد و ثناى الهى را بجاى آورد و سپس فرمود :
« اما بعد : اين ( معاويه ) طغيانگر رفتارى كه با ما و پيروان ما انجام داد دانستيد و ديديد و مشاهده كرديد و خبر آن به شما رسيد . اكنون من مىخواهم دربارهء امورى از شما پرسش كنم ، اگر راست گفتم مرا تصديق كنيد و اگر دروغ گفتم مرا تكذيب كنيد . گفتار مرا بشنويد و سخنم را حفظ نموده و پنهان داريد سپس به شهرها و ميان قبيلههاى خود برگرديد و كسانى را كه به آنها اطمينان و اعتماد داريد ، به آنچه كه مىدانيد فراخوانيد . زيرا من واهمه دارم كه اين حق فرسوده شود و از بين برود ، ليكن خداوند نور خود را كامل خواهد كرد گرچه كافران خوش ندارند . » « 1 »
امام حسين عليه السلام در اين خطبه خود چيزى از آيات قرآن را كه درباره اهل بيت نازل شده است فرو نگذاشت مگر اين كه آن را بيان كرد و تفسير نمود و از حديث پيامبر صلّى اللّه عليه وآله آنچه را دربارهء پدر و مادر و اهل بيتش فرموده بود ، همه را روايت كرد . و درباره همه اين احاديث ، صحابه در جواب آن حضرت مىگفتند : بلى ما [ از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله ] شنيديم و شاهد بوديم و تابعين مىگفتند : ما هم از افراد راستگو و مورد اطمينان شنيديم . تا آن كه حضرت چيزى را فرو گذار نكرد . سپس فرمود : « شما را سوگند مىدهم وقتى برگشتيد اين مطالب را به كسانى كه اطمينان داريد منتقل كنيد . » « 2 »
آن گاه حضرت فرود آمد و مردم پراكنده شدند . « 3 »
هامش
( 1 ) . امّا بعد فانّ هذا الطاغية قد صنع بنا و بشيعتنا ما قد علمتم و رأيتم و شهدتم و بلغكم ، و إنّي اريد أن اسألكم عن اشياء فإن صدقتُ فصدقوني و إن كذبت فكذّبوني . اسمعوا مقالتى واكتموا قولى ثم ارجعوا الى امصاركم و قبائلكم ، من أمنتم و وثقتم به فادعوهم إلى ما تعلمون . فاني أخاف أن يندرس هذا الحق و يذهب ، واللّهُ متم نوره ولو كره الكافرون .
( 2 ) . أنشدكم باللّه إلّارجعتم و حدّثتم به من تثقون به .
( 3 ) . الأحتجاج : 296 .