عيادت امام عليه السلام از اسامة بن زيد
امام حسين عليه السلام بر اسامة بن زيد در حالى كه مريض بود وارد شد . اسامه مىگفت : واغّماه . امام فرمود : « غم و نگرانى تو چيست برادرم ؟ » « 1 » اسامه گفت :
شصت هزار درهم بدهكارم . امام عليه السلام فرمود : « بدهى تو بر عهده من . » « 2 » اسامه گفت : مىترسم ( پيش از پرداخت آن ) بميرم . امام حسين عليه السلام فرمود : « قبل از مرگ تو ، من آن را پرداخت خواهم كرد . » « 3 » و چنين كرد يعنى پيش از مرگ اسامه بدهى او از جانب امام عليه السلام پرداخت شد . « 4 »
سخن امام با ابوذر هنگام تبعيدش به ربذه
وقتى كه ابوذر را از مدينه به ربذه تبعيد كردند در بدرقه او جز چند تن حاضر نبودند كه هر يك سخنى با ابوذر داشتند و چون نوبت به امام حسين عليه السلام رسيد فرمود : « عمو جان ! خداوند قادر است آنچه را مىبينى تغيير دهد و خدا هر روز در كارى است . اين گروه دنيايشان را از تو بازداشتند و به تو ندادند و تو دينت را از آنان بازداشتى و حفظ كردى . و چه قدر تو بىنيازى از آن چه به تو ندادند و چه قدر آنها محتاجند به آنچه تو از ايشان بازداشتى . از خدا صبر و پيروزى درخواست كن و با صبر و شكيبايى براى غلبه بر طمع و نا شكيبايى از خدا يارى بخواه زيرا صبر جزء دين و بزرگوارى است و طمع و آز رزقى را پيش نمىاندازد و بىتابى هيچ مرگى را به تأخير نمىاندازد . » « 5 »
هامش
( 1 ) . و ما غمّك يا أخي .
( 2 ) . هو علىّ .
( 3 ) . لن تموت حتّى أقضيها عنك .
( 4 ) . بحارالانوار : 44 / 189 .
( 5 ) . يا عمّاه ! إنّ اللّه تعالى قادر أن يُغيّر ما قدترى ، واللّه كلّ يوم هو في شأن و قد منعك القوم دنياهم ، و منعتهم دينك . فما أغناك عمّا منعوك و أحوجهم إلى ما منعتهم ! فاسأل اللّه الصبر والنصر واستعنه به من الجشع والجزع فإنّ الصبر من الدّين والكرم ، و انّ الجشع لا يقدّم رزقاً و الجزع لا يُؤخّرُ أجلًا . بحارالانوار : 22 / 412 .