تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
هم بدانيد اين بسى برنگذرد * ذُلّ و خوارى بر شما روى آورد بر گمارد آن خداى دادگر * مر شما را از غضب بريكدگر
تا كشيده تيغ‌هاى آبگون * بر زمين از يكدگر ريزيد خون مىشويد آنگه به تيغ خود هلاك * پس مخلّد در عذابى دردناك مىرسد عمّا قريب روز دين * لعنت حق بر گروه ظالمين با چه دستى هيچ مىدانيد باز * دست خود كرديد سوى ما دراز با كدامين رخ رخ از ما تافتيد * در قتال اولياء بشتافتيد با كدامين پاى پوئيديد راه * از مقام خويشتن تا حربگاه مر شما را واژگون چون بخت شد * روح تاريك آمد و دل سخت شد بر دل و بر چشم و برگوش شما * مهر زد از غيرتش ربّ السّما هر عمل شيطان ملعون خواستى * نيك در چشم شما آراستى مر شما را پرده‌ها بر ديده هشت * تا نكو ديديد اين كردار زشت در پذيرفتيد از شيطان فسون * انّكم من بعده لا تهتدون مرگتان باد اى گروه طاغيه * ناكثان عهد و حزب باغيه اى بسا خون كز رسول مصطفى * هست در نزد شما اهل جفا واى از آن روزى كه‌خونخواهىكند * در ميان سلطان حق شاهى كند با على و عترتش كرديد غدر * و از نفاق وبغضشان آكنده صدر چون بدين جا خطبهء بىبى رسيد * از يكى ازنا كسان شعرى شنيد كو كند فخريّه از قتل علىّ * و از دماء آن بُدور منجلى
چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 174 | مهدى عبد اللهى