ترجمهء منظوم سخنانفاطمه بنت الحسين عليها السلام
شاهزاده فاطمه بنت الحسين * كش بدى ارث علوم از مصطفين
خطبه كرد آغاز در بازار عام * از ميان محمل آن بدر تمام
اندر آغاز سخن حمد و سپاس * گفت حق را برتر از وهم و قياس
جدّ پاكش مصطفى را بس ستود * هم فرستادش تحيّات و درود
وز نيايش مرتضى تمجيد كرد * كو بلند اين پرچم توحيد كرد
بس مناقب بس مفاخر كرد ياد * از علىّ مرتضى ركن السّداد
ابتلاى و محنتش هم بر شمرد * تابدان هنگام كوجان را سپرد
پس بگفتاى حزب و كوفى مردمان * اين چنين آمد قضاى آسمان
حق تعالى كرد ما را مبتلا * با شما مردم شما را هم بما
چون كه باب امتحان را حق گشود * خلق را با يكدگرشان آزمود
با شما ما را شما را هم بما * آزمايش مىكند ربّ السّماء
لطف حق ما را چه نيكو آزمود * آزمايش را چو در يزدان گشود
علم خود را نزد ما بگذاشتى * تخم حكمت در دل ما كاشتى
در جهان مائيم مصباح هدى * وز كرامت مخزن علم خدا