تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
فريب داده و گرفتار آرزوها كرده ، و بر چشمانتان پرده افتاده ، از اين رو ديگر راه نمىيابيد . مرگ بر شما اى اهل كوفه چه خونى از رسول خدا در پيش شما بود و چه قصاصى از او طلبكار بوديد ؟ براى چه با برادرش علىّ بن ابىطالب عليه السلام جدّ من و فرزندان او كه عترت پاك و برگزيده پيامبرند دشمنى كرديد . و افتخاركنندهء شما به اين كار افتخار كرد و گفت : ما على و فرزندان او را كشتيم ، با شمشيرهاى هندى و نيزه‌ها . و زنانشان را اسير كرديم چون اسيران ترك ، و آنها را كوبيديم چه كوبيدنى . خاك و شن بر دهانت اى گوينده ! آيا افتخار مىكنى به كشتار گروهى كه خداوند آنها را پاكيزه گردانيده ، و پليدى را از آنها زدوده ، و ايشان را پاك و پاكيزه قرار داده ؟ ! دم فروبند وهمانند پدرت بر نشيمنگاه خود بنشين ،
چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 169 | مهدى عبد اللهى