البته ممكن است زنانى در جهات فوق بر شوهران خود امتياز داشته باشند .
ولى شايد كراراً گفتهايم : كه قوانين به تك تك افراد و نفرات نظر ندارد .
بلكه نوع و كلّى را در نظر مىگيرد .
و شكّى نيست كه - از نظر كلّى - مردان نسبت به زنان براى اين كار آمادگى بيشترى دارند .
اگر چه زنان نيز وظائفى مىتوانند به عهده بگيرند كه اهمّيت آن مورد ترديد نيست .
جملهء : بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ نيز اشاره به همين حقيقت است . زيرا در قسمت اوّل مىفرمايد : اين سرپرستى به خاطر تفاوتهائى است كه خداوند از نظر آفرينش . - روى مصلحت نوع بشر - ميان آنها قرار داده .
و در قسمت آخر مىفرمايد : و نيز اين سرپرستى به خاطر تعهّداتى است كه مردان در مورد انفاق كردن و پرداختهاى مالى در برابر زنان و خانواده به عهده دارند .
ولى ناگفته پيدا است كه سپردن اين وظيفه به مردان نه دليل بالاتر بودن شخصيّت انسانى آنها است . و نه سبب امتياز آنها در جهان ديگر . زيرا آن صرفاً بستگى به تقوى و پرهيزگارى دارد .
همانطور كه شخصيّت انسانى يك معاون - از يك رئيس - ممكن است در جنبههاى مختلفى بيشتر باشد .
امّا رئيس براى سرپرستى كارى كه به او محوّل شده از معاون خود شايستهتر است .
فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ .
در اينجا اضافه مىفرمايد : زنان در برابر وظائفى كه در خانواده به عهده دارند دو دستهاند :
دستهء اوّل :
صالحان و درستكاران ، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده مىباشند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غياب او ، حفظ الغيب