تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همسران رحمت شده و همسران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
پس از آنكه از سفر بازگشتم برادرم به من گفت : كه زن من مرتكب فساد و فحشا شده و به همين خاطر او سنگسار شده است . - اى زن - من مىترسم كه در حفظ و نگهدارى از همسرم كوتاهى كرده باشم . به همين خاطر از تو مىخواهم كه براى من طلب عفو و بخشش نمائى . آن زن به او گفت : خدا تو را ببخشد . سپس برادر اين مرد جلو آمده و به آن زن گفت : هنگاميكه برادرم براى انجام مأموريتى به سفر رفته بود همسرش را به من سپرد . امّا من همسر برادرم را به گناه دعوت نمودم . اما او از ارتكاب گناه امتناع ورزيده و دست رد بر سينه‌ام زده و دامن خود را به گناه آلوده نساخت . سپس من بنزد پادشاه رفتم و به دروغ گواهى دادم كه او مرتكب فحشا شده است . آنگاه پادشاه به من دستور داد تا همسر برادرم را سنگسار نمايم . من نيز او را سنگسار نمودم . من بخاطر ارتكاب اين گناه از تو مىخواهم كه براى من طلب عفو و بخشش كنى . آن زن به او گفت : خدا تو را ببخشد . سپس راهب آن دير جلو آمده و به آن زن گفت : من آن زن را شبانه از دير خود بيرون كردم . مىترسم كه او طعمهء درندگان شده باشد . به همين خاطر از تو مىخواهم كه براى من طلب عفو و بخشش نمائى . آن زن به او گفت : خدا تو را ببخشد . سپس مردى كه در دير اين راهب كارگرى مىكرد جلو آمده و به آن زن گفت : هنگاميكه آن زن را به ارتكاب گناه دعوت نمودم و او از انجام آن امتناع ورزيد من فرزند راهب را كشتم و اين قتل را به گردن آن زن انداختم .
همسران رحمت شده و همسران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 280 | السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري