تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
431 - در ميان بنىاسرائيل عابدى وجود داشت كه نام او جريح بود . و او در صومعهء خود به عبادت خدا مشغول بود . روزى مادر او به صومعه‌اش آمده - و در حالى كه جريح مشغول نماز بود - او را خواند . اما جريح به نداى مادر اعتنا نكرده و به او جواب نداد . مادر نيز از آنجا رفت . پس از گذشت مدّتى . مادر بار ديگر به صومعه آمده و ديگر بار او را صدا زد . امّا اين بار نيز جريح عبادت خود را ترك نكرده و اعتنايى به نداى مادر نكرد . مادر اين بار نيز از پيش او رفت . براى بار سوم مادر به صومعه آمده و جريح را خواند . امّا جريح به نداى مادر اعتنا نكرده و به عبادت خود ادامه داد و با مادر سخن نگفت « 1 » . در اين هنگام مادر - در حالى كه به او نفرين مىكرد - از صومعهء جريح خارج شده . و گفت : از خدا مىخواهم تا تو را ذليل و خوار كند . و از آنجا دور شد . فرداى آن روز . زن بدكاره‌اى - كه با شخص ديگرى عمل شنيع زنا را انجام داده و از او باردار شده بود - به نزديك صومعهء جريح آمده و كنار آن نشست . و در حالى كه درد زايمان گرفته بود . ادّعا كرد كه جريح با او عمل زنا انجام داده است . و جريح پدر فرزندى است كه او در شكم دارد .
هامش
( 1 ) - بايد دانست اگر شخصى مشغول انجام نماز مستحبّى باشد . و در اين حال پدر يا مادر او را بخوانند . بر او لازم است كه نماز خود را قطع كرده و به نداى آنها پاسخ دهد .
فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 360 | السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري