تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
اينك من تنها به مسجد الحرام آمده و به درگاه خدا طلب توبه نموده و از او شفاى خود را خواستار شده‌ام . و بدتر از همه آنكه . مردم . مرا اين گونه به همديگر معرّفى مىكنند : اين جوان . شخصى است كه به نفرين پدر خود گرفتار شده است . در اين هنگام اميرالمؤمنين عليه السلام به اين جوان فرمود : اينك وقت نجات تو فرا رسيد . آيا مىخواهى دعائى را به تو بياموزم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به من آموخت . و در آن دعا . اسم اعظم خدا وجود دارد . و شخصى كه آن دعا را بخواند . خداى عزّ وجلّ دعايش را مستجاب مىگرداند . و خواسته‌اش را برآورده مىنمايد . و اندوه و غم را از او مىزدايد . و گرفتارى او را بر طرف مىسازد . . . و . . . اما برحذر باش از اينكه در وقت خواندن اين دعا عجب و خودبينى بر تو مستولى گردد . اى مرد تقواى الهى را پيشهء خود ساز . زيرا هنگامى كه من ناله‌هاى جانسوز تو را شنيدم كه به درگاه خداوند توبه نموده - و از او طلب بخشش مىنمودى - دلم براى تو سوخت و به رحم آمد . و در هنگام خواندن اين دعا بايد كه نيّت تو صادق باشد .
شرح
فقال له عليّ عليه السلام : و لِمَ ذلك ؟ فقال : لأنّي كنت ملتهياً - في العرب - باللعب و الطرب . اديم العصيان في رجب و شعبان . و ما أراقب الرحمن .