202 - هنگامى كه ابراهيم كودك خردسال پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در سوك او گريستند . و به همين خاطر از ديدگان حضرت صلى الله عليه و آله اشك جارى گشت .
در اين هنگام مردى به پيامبر صلى الله عليه و آله - به خاطر گريه نمودن در مصيبت اين كودك - اعتراض كرده و به آن حضرت گفت : براى مرگ اين كودك خردسال گريه مىكنى ؟
من تا كنون دوازده فرزند از دست دادهام و آنها را زير خاك دفن نمودهام .
و براى هيچكدام از آنها گريه نكردهام .
در اين هنگام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اين مردِ نامرد فرمود : اگر در قلب تو رحمت و شفقت وجود ندارد . گناه من چيست ؟ !
در هنگام مصيبت مرگ فرزند . قلب اندوهناك مىگردد و چشم اشك آلود مىشود .
و ما در اين مصيبت . راضى به رضاى الهى هستيم .
و سخنى كه خدا را به خشم مىآورد بر زبان جارى نمىسازيم « 1 » .
203 - براى اطّلاع و آگاهى از حديث شريف ديگرى كه در اين باره مىباشد به صفحهء 146 مراجعه فرمائيد .
هامش
( 1 ) -
عن أبي امامة قال : جاء رجل إلى النبيّ صلى الله عليه و آله - حين توفّي ابنه ( إبراهيم ) و عيناه تدمعان . فقال : - يا نبي اللَّه - تبكى على هذا السخل ؟
و الّذي بعثك بالحقّ . لقد دفنت اثني عشر ولداً - في الجاهلية - كلّهم أشبّ منه . أدسّه في التراب
. فقال النبيّ صلى الله عليه و آله : فما ذا . إن كانت الرحمة ذهبت منك ؟ !
يحزن القلب . و تدمع العين .
و لا نقول ما يسخط الربّ .
و إنّا على إبراهيم لمحزنون
( مسكّن الفؤاد ص 94 ) .
هكذا في المصدر .
و الظاهر سقوط جملة في البين .
و الصحيح هكذا : ادسّه في التراب . دسّاً . فما بكيت على أحد منهم .