شرح
مال نطفهى مرد است كه در رحم زن واقع شده است . چيزى كه با حالات مرد و زن مىتواند ارتباط داشته باشد ، حال انعقاد نطفه است ؛ و الّا ولادت انتقال از مكانى به مكان ديگر ، يعنى انتقال از شكم مادر به دنياى خارج است . بنابراين ، احتمال مىدهيم نظر مرحوم محقّق نيز از « ولد على الإسلام » ، ولادت در برابر انعقاد نطفه نباشد ؛ بلكه اين تعبير را از روايات اقتباس كرده و مقصود از آن انعقاد نطفه است .
وبإسناده عن الحسين بن سعيد ، عن عثمان بن عيسى ، رفعه ، قال : كتب عامل [ غلام ] أمير المؤمنين عليه السلام إليه : إنّى أصبت قوماً من المسلمين زنادقة ، وقوماً من النصارى زنادقة ، فكتب إليه : أمّا من كان من المسلمين ولد على الفطرة ثمّ تزندق فاضرب عنقه ولاتستتبه و من لم يولد منهم على الفطرة فاستتبه فإن تاب وإلّا فاضرب عنقه وأمّا النصارى فما هم عليه أعظم من الزندقة . « 1 »
فقه الحديث : در اين مرفوعه ، عثمان بن عيسى گفت : عامل يا غلام اميرمؤمنان عليه السلام به آن حضرت در نامهاى نوشت : در محل مأموريتم با گروهى از مسلمانان و مسيحيان برخورد كردهام كه زنديق شدهاند . تكليفم با آنان چيست ؟
امام عليه السلام در جوابش نوشت : مسلمانانى كه بر فطرت ( بر اسلام ) ولادت يافتهاند ، گردنشان را بزن ؛ و آنانى كه ولادتشان بر اسلام نيست ، توبه بده ؛ اگر پذيرفتند ، حدّى ندارند ؛ و گرنه گردنشان را بزن . و نصارى دينشان بزرگتر از هر زندقهاى است .
در اين روايت ، امام عليه السلام به « ولد على الفطرة » تعبير كرده است . فطرت به معناى اسلام است ؛ و به اسلام ، فطرت مىگويند ؛ زيرا ، خلقت ، خلقت اسلامى است . فطرت و خلقت نيز از زمان انعقاد نطفه است ؛ يعنى قبل از زمان تولّد ، او خلقت يافته است . تعبير « ولد على الفطرة » جالبتر از « ولد على الإسلام » است .
مؤيّد يا دليلى كه مىتوان بر اين مطلب آورد ، فتوايى است كه فقها در كتاب ارث در باب ارث حمل دارند . مىگويند : اگر مرد مسلمانى از دنيا رفت و همسر يا كنيزش از او
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 552 ، باب 5 از ابواب حدّ مرتد ، ح 5 .