تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
شرح

1 - مقتضاى عنوان مرتدّ فطرى

مقتضاى عنوان مرتدّ فطرى چيست ؟ مىگوييم : مرتدّ فطرى آن است كه فطرتش - يعنى خلقتش - بر اسلام باشد و از آن برگشته باشد . خلقت از چه زمانى محقّق مىشود ؛ از حين انعقاد نطفه يا هنگام ولادت ؟ با توجّه به عنوان مرتدّ فطرى بايد ملاك را زمان انعقاد نطفه بدانيم ؛ زيرا ، اولين مرحله‌ى خلقت انسان همان زمان است . مسأله ولادت مانند مرگ ، انتقال از عالمى به عالم ديگر است .

2 - روايات

محمّد بن الحسن بإسناده عن الحسين بن سعيد ، قال : قرأت بخطّ رجل إلى أبي الحسن الرّضا عليه السلام : رجل ولد على الإسلام ثمّ كفر وأشرك وخرج عن الإسلام ، هل يستتاب أو يقتل ولا يستتاب ؟ فكتب عليه السلام : يقتل . « 1 » فقه الحديث : حسين بن سعيد مىگويد : نامه‌ى مردى را خواندم كه به امام هشتم عليه السلام نوشته بود : مردى بر اسلام متولّد شد ؛ سپس كفر ورزيد ، شرك آورد و از اسلام خارج شد ، آيا او را توبه مىدهند يا مىكشند ؟ امام عليه السلام نوشت : او را مىكشند . آيا از عبارت « ولد على الإسلام » ولادت در برابر انعقاد نطفه فهميده مىشود يا روايت مىخواهد بگويد : ريشه‌اش ريشه‌ى اسلام ، و مبدأش مبدأ اسلام است ؟ و به بيان ديگر ، ولادت دو نوع استعمال دارد ؛ گاه به معناى خاصّ و در برابر انعقاد نطفه ؛ و گاه به معناى ريشه و اساس است . ريشه و اساس آدمى از حين انعقاد نطفه مىباشد . از نظر عرف ، بدون نياز به دقّت عقلى ، در تعبيرهاى وسيع و مسامحى ولادت در معناى ريشه و اساس به كار مىرود ، لذا اگر ذهنى خالى از مطلب باشد ، با شنيدن « رجل ولد على الإسلام » معناى خاصّ ولادت به ذهنش خطور نمىكند ؛ به خصوص اگر تناسب حكم و موضوع را در نظر بگيريم ، ولادت بماهى ولادت هيچ نقشى ندارد ، بلكه تمام اثر و نقش
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 545 ، باب 1 از ابواب حدّ مرتد ، ح 6 .