[ سراية الحدّ ليست مضمونة ]
[ مسألة 7 - سراية الحدّ ليست مضمونة ، لا على الحاكم ولا على الحدّاد ، وإن اقيم في حرّ أو برد ، نعم ، يستحبّ إقامته في الصيف في أطراف النهار ، وفي الشتاء في وسطه لتوقّي شدّة الحرّ والبرد . ]
شرح
سرايت حدّ به اعضاى ديگر
اگر انگشتان سارق را بريدند و جراحت بدنش با مداوا و علاج بهبودى يافت ، بحثى نيست ؛ امّا اگر اين جراحت عفونت كرد و به اعضاى ديگر سرايت كرد ، گاه به حدّ مرگ نيز مىرسد . در صورتى كه حكم حاكم صحيح و مجرى حدّ نيز همان حكم را بدون كم و كاست پياده كرده باشد ، هيچ كس ضامن نيست . البتّه مسأله مربوط به جايى است كه در اجراى حدّ ، ترس خطر جانى بر مجرم نباشد ؛ همانطور كه در باب قطع دست شلّ گفتيم . با وجود احتمال عقلايى با منشأ عقلايى حقّ قطع دست نداريم . دليل اين مطلب ، روايات معتبرى است كه به عدم ضمان تصريح دارد ؛ ليكن در مقابل آنها روايات ضعيفى هست كه بين حقّاللَّه و حقّالناس تفصيل مىدهد ؛ لذا ، به يك روايت از دستهى اوّل اكتفا مىشود و روايات دستهى دوّم را براى بررسى و حلّ تعارض مطرح مىكنيم . وبإسناده عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن حمّاد ، عن الحلبي ، عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال : أيّما رجل قتله الحدّ أو القصاص فلا دية له . « 1 » فقه الحديث : در اين روايت صحيحه ، امام صادق عليه السلام فرمود : هر مردى كه اجراى حدّ يا قصاص سبب مرگش شود ، ديهاى در قتلش وجود ندارد .هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 19 ، ص 47 ، باب 24 از ابواب قصاص نفس ، ح 9 .