شرح
قطع دست راست مترتّب است .
در اين سه فرض ، بايد به اطلاق آيه و روايات تمسّك كرده و به قطع دست راست حكم كنيم ؛ بر فرض اين كه در اطلاق آيه شبهه شود ، روايات مطلق تعدادشان زياد است .
حقّ اين است كه آيه و روايات اطلاق دارند و قطع دست را به سالم بودن هردو دست يا شلّ نبودشان يا شلّ نبودن دست راست و مانند آن مقيّد نكرده است . بر فرض اشكال در اطلاقات ، رواياتى در خصوص اين مورد داريم كه هر شكّ و شبههاى را زائل مىكند :
1 - محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن ابن محبوب ، عن ابن سنان ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام في رجل أشلّ اليد اليمنى أو أشلّ الشّمال ، سرق . قال : تقطع يده اليمنى على كلّ حال . « 1 »
فقه الحديث : در اين روايت صحيحه ، ابنسنان از امام صادق عليه السلام پرسيد : مردى كه دست راستش يا دست چپش شلّ و معيوب است ، سرقت مىكند ؛ حكمش چيست ؟
امام عليه السلام فرمود : دست راستش به هر حال قطع مىگردد .
از اين روايت مىفهميم هر دو دست شلّ باشد يا دست راست يا دست چپ ، فرقى نمىكند ؛ به هر تقدير ، در حدّ سرقت بايد دست راستش را بريد . لذا ، روايت بيانگر همان مطلبى است كه از اطلاقات استفاده مىشود .
2 - محمّد بن عليّ بن الحسين بإسناده عن الحسن بن محبوب ، عن علاء ، عن محمّد بن مسلم ، عن زرارة ، عن أبي جعفر عليه السلام . وعن ابن محبوب ، عن عبداللَّه بن سنان ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، أنّ الأشلّ إذا سرق قطعت يمينه على كلّ حال ، شلّاءً كانت أو صحيحة ، فإن عاد فسرق قطعت رجله اليسرى فإن عاد خلّد في السجن واجري عليه من بيت المال وكفّ عن النّاس . « 2 »
فقه الحديث : روايت به يك سندش از طريق زراره به امام باقر عليه السلام منتهى مىشود ؛ و
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 501 ، باب 11 از ابواب حدّ سرقت ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ص 502 ، ح 4 .