شرح
مرحوم شهيد ثانى مىفرمايد : بنىشيبه متولّى مسجد الحرام هستند و اموال آنجا و بيت اللَّه به دست آنان مىباشد ، حتّى در زمان ما نيز چنين است . « 1 » از روايات استفاده مىشود بنىشيبه در اين اموال خيانت مىكنند و گاه در امور شخصى خودشان مصرف مىكنند .
در روايت عبدالسّلام هروى علّت قطع دست را سارق بودن بنىشيبه قلمداد كرده است و پارهاى از روايات كه مشتمل بر لام تعليل نيست باز عرف از آنها استفادهى علّيت مىكند ؛ زيرا ، فرمود : « أما إنّ قائمنا لو قد قام لقد أخذهم فقطع أيديهم وطاف بهم وقال :
هولاء سرّاق اللَّه » . « 2 »
زمانى كه قائم ما عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف قيام كند ، آنان را گرفته دستهايشان را قطع مىكند و منادى ندا مىكند اينان دزدان خداىاند .
روايت در مقام بيان توجيه كردن مردم است ، اين حكم خشن و سخت از آن رو دربارهى بنىشيبه پياده شد كه دزد هستند .
صاحب جواهر رحمه الله با وجود اين كه روايات صراحت در علّيت دارند مىفرمايد : احتمال مىدهيم قطع دستشان ارتباطى به سرقت نداشته باشد ، بلكه از جهت مفسد بودن آنان باشد ؛ يعنى حدّ محارب بر آنان پياده شود . همان آيهى : إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُو وَيَسْعَوْنَ فِى الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مّنْ خِلفٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ . « 3 »
اين بيان صحيح نيست ، زيرا :
اوّلًا : در روايات ، سرقت را علّت قطع دست گفته است .
ثانياً : در آيهى محاربه فقط قطع دست نيست ، بلكه دست همراه با پا قطع مىگردد . در بحث حدّ محارب به تفصيل پيرامون آيه سخن خواهيم گفت ؛ لذا ، آيه به هيچ وجه بر اين
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 9 ، ص 353 ، باب 22 از ابواب مقدّمات طواف ، ح 6 .
( 2 ) . همان ، ح 9 .
( 3 ) . سورهى مائده ، 33 .