تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
شرح
زيد به خانه داخل شد ، نمىگويند « وَلَج زيد في الدار » ، و بلكه مىگويند : « دَخَل . . . » . وُلوج در جايى است كه ظرف ولوج احاطه‌ى كامل به چيزى داشته باشد ؛ مثلًا ، وقتى انسان به زير آب مىرود ، شايد بتوان گفت : « وَلَج الإنسان في الماء » . 3 - عبارت « إدخال الإنسان » شامل بالغ ، عاقل ، صغير و مجنون مىشود ؛ در حالىكه در مسائل بعد ، بلوغ ، عقل و اختيار را معتبر مىدانند . اگر كسى اشكال كند شما كه در مقام بيان ضابطه و تعريف هستيد ، چرا كلمه‌ى « انسان » را به‌صورت مطلق ذكر كرديد ؛ و آن را به بلوغ ، عقل و اختيار مقيّد نكرديد ؟ از جانب ايشان مىتوان دو جواب داد : الف : در انتهاى مسأله‌ى اوّل فرموده‌اند : « مع شرائط يأتي بيانها » ؛ اين عبارت مربوط به « ولا شبهة » نيست ، و بلكه به كلّ مسأله بر مىگردد . بنابراين ، ايشان بيان مىكنند شرايط ديگرى هم براى تحقّق زنا وجود دارد كه در آينده آن‌ها را بيان خواهند كرد . لذا ، اشكال وارد نيست . ب : در متن مسأله فرمودند : « إدخال الإنسان ذكره الأصلي في فرج امرأة محرّمة عليه » ؛ يعنى : بايد زن بر مرد حرمت فعلى داشته باشد ؛ كه اگر بلوغ ، عقل و اختيار نباشد ، حرمت فعلى نيست . بنابراين ، كلمه‌ى « محرّمة عليه » قيد « الإنسان » است ؛ يعنى : انسان بالغ ، عاقل و مختار . 4 - قيد « الأصلي » كه در عبارت تحرير الوسيله به‌دنبال واژه « ذَكَره » آمده و در عبارت مشهور فقها و شرايع « 1 » نيست ، براى خارج كردن خنثاى مشكل است . مراد ، انسانى است كه هم آلت رجوليّت و هم انوثيّت دارد ، و از راه‌هاى مقرّر در شرع نمىتوان مذكّر يا مؤنّث بودن او را تشخيص داد ؛ و از سويى ، او را طبيعت سومى در مقابل مرد و زن هم ندانيم ؛ يعنى او در حقيقت يا مرد است و يا زن ؛ ليكن نمىتوانيم آن را تشخيص دهيم . اگر خنثاى مشكل با چنين آلتى زنا كرد ، چون نمىدانيم واقعاً مرد است تا اين عضو ، آلت رجوليّت او باشد ، و يا واقعاً زن بوده و اين عضو ، زايد است . تحقّق زناى موجب حدّ
هامش
( 1 ) . شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 932 .