شرح
الْمُؤْمِنِينَ « 1 » تنافى دارد ؛ - البته بنا بر اينكه مفاد آيه وجوب حضور گروهى از مؤمنان در مكان اجراى حدّ باشد - زيرا ، معناى استحباب اعلام و امر به خروج ، جواز ترك آن است .
يعنى ممكن است عمل نشود ، و حاكم شرع ، اعلام نكرده و فرمان به خروج ندهد . در اين صورت ، چگونه وَ لْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَآلِفَةٌ مّنَ الْمُؤْمِنِينَ « 2 » امتثال مىشود ؟ شرط حضور گروهى از مؤمنين خبردار شدن آنان است ؛ اگر چيزى به آنان اعلام نشود ، از كجا مطلب را بفهمند ؟ از اين رو ، نمىتوان بين استحباب اعلام و وجوب حضور گروه مؤمنين جمع كرد ؛ بلكه بايد حكم به وجوب اعلام و خروج داد ، نه اين كه به صورت « ينبغي » و استحباب آن را بيان كرد .
جواب توهّم : صدور اين حكم استحبابى به لحاظ تودهى مردم و جمعيّت زياد است ؛ يعنى در جريان گذاشتن همگان استحباب دارد . در حالى كه آيهى شريفه ناظر به وجوب حضور گروهى از مؤمنان است كه به تعبير بسيارى از فقها ، مراد از طائفه و گروه بيش از يك نفر است .
شاهد بر اين جواب ، كلام محقّق حلّى رحمه الله در شرايع الاسلام است كه فرمود : « وينبغي أن يُعلم النّاس ليتوفّروا على حضوره » « 3 » ايشان به جاى « يجتمعوا » كه در عبارت تحرير الوسيله آمده ، فرمود : « ليتوفّروا » ، يعنى جمعيّت زيادى جمع شود .
با توجّه به اين مطالب ، معلوم شد آنچه واجب است حضور گروهى از مؤمنين يك نفر و بيشتر است ، و آنچه استحباب دارد ، اعلام همگانى است ؛ و بين اين دو ، تنافى نيست .
شاهد اين مطلب نيز حكمى است كه در مسائل گذشته گفتيم ؛ مبنى بر آن كه اگر زنا با بيّنه ثابت شده ، ابتدا بيّنه رجم مىكند . سنگسار كردن فرع اطّلاع و آگاهى آنان از زمان رجم است ؛ پس از شهود ، امام عليه السلام ، و در آخر ، نوبت به ديگر مردم مىرسد . مردم عنوان ديگرى هستند ، لذا ، اگر مىگوييم : سزاوار است به مردم زمان اجراى حدّ را اعلام كند .
معنايش اين نيست كه به يك يا دو نفر بگويد ؛ بلكه امتثال اين امر استحبابى به در جريان
هامش
( 1 ) شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 939 .
( 2 ) . سورهى نور ، 2 .
( 3 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 939 .