شرح
كمتر ، لازم نيست همهى آنها با بدن مجرم برخورد و تماس داشته باشد ، بلكه همين مقدار كه ضرب اين مجموعه بر بدن او صادق آيد ، كافى است .
ج : اگر مريض قبل از اجراى چنين حدّى بهبودى يافت ، در اين حال ، بر او مانند افراد سالم حدّ اجرا مىشود ؛ يعنى صد تازيانه و يا كمتر ، به هر مقدارى كه متناسب با گناه او است ، به او زده مىشود ؛ امّا اگر شفا يافتن او پس از اقامهى حدّ بود ، بار ديگر حدّ به او نمىزنند . اين مسأله به نماز و عبادتى شبيه است كه پس از انجام آن ، بار ديگر با حصول شرايط اعاده ندارد .
د : حدّ زن حائض را به جهت حيضش نمىاندازند ، ولى احتياط لزومى در تأخير حدّ زن نفسا است .
فرع اوّل : عدم جواز تأخير حدّ مريض در رجم و قتل
اگر حدّ مريض ، يا مجروح و يا زن مستحاضه قتل بود ، مانند اينكه با محارم خود زنا كرده ، يا بايد رجم شود مثل اينكه زناى احصانى از او سر زنده باشد ، اين مرض ، يا جراحت و استحاضه سبب تأخير حدّ نمىگردد ؛ زيرا ، معناى قتل و رجم در حقّ آن فرد نابود كردن اوست ؛ يعنى : اين موجود بايد از بين برود و باقى نماند . از طرفى هم در روايات ، تعابيرى در اين زمينه داريم : محمّد بن الحسن بإسناده عن محمّد بن أحمد بن يحيى ، عن بنان بن محمّد ، عن أبيه ، عن ابن المغيرة ، عن السكوني ، عن جعفر ، عن أبيه ، عن عليّ عليه السلام في حديث ، قال : ليس في الحدود نظر ساعة . « 1 » فقه الحديث : در باب حدود حتّى يك لحظه مهلت داده نشده است . با توجّه به اين دو مطلب ، به چه مناسبت بايد انتظار كشيد تا مريض بهبودى يافته ، يا جراحات وى خوب شود و يا ايّام استحاضهى زن سپرى گردد ، سپس بر او حدّ را اقامه كنيم ؟هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 336 ، باب 25 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 1 .