شرح
امام عليه السلام فرمود : چه زمانى لباس را پوشيدى ، بعد از تلبيه و احرام يا قبل از آن ؟ گفت :
قبل از آن ، و با همين پيراهن محرم شدم . امام عليه السلام فرمود : از طرفِ سر پيراهن را بيرون بياور ؛ بر تو كفّاره واجب نيست ؛ و در سال آينده نيز حجّ بر تو واجب نيست . هر شخصى كه كارى را از روى جهالت و نادانى انجام دهد ، بر او چيزى نيست . امام عليه السلام پس از آن دستور مىدهد وى اعمال عمره و حجّ را انجام دهد .
آنچه امام عليه السلام فرمود : « أيّ رجل ركب أمراً بجهالة فلا شيء عليه » اطلاق دارد و اختصاص به باب حجّ ندارد ؛ در باب حجّ ، « لا شيء عليه » يعنى حجّش باطل نيست و كفّاره به عهدهى او نمىآيد ؛ اين مطلب در باب حدود نيز جارى است . جهالت نيز معناى عامّى دارد و شامل شبهات موضوعيّه و حكميّه مىشود .
نكتهى روايت : معناى عبارت « لم أسأل أحداً عن شيء » كه در روايت آمده ، چيست ؟
آيا مىتوانسته سؤال كند ولى امتناع كرده ، يا راهى براى سؤال نداشته است ؟ به نظر مىرسد با اينكه بيشتر مردم آن زمان گرفتار علماى اهل تسنّن بودند ، راه آنان راه واقعى نبوده است ؛ بنابراين ، معناى جمله اين است كه راه سؤال از آن كسى كه احكام واقعى را نشان بدهد و روشن كند ، بسته بوده است . و اين توجيه ، با جواب امام عليه السلام نيز تطبيق مىكند .
مقام دوم : معناى شبهه و مصاديق آن
در گذشته ، اشارهى مختصرى به معناى شبهه كرديم ؛ و اكنون به تفصيل دربارهى آن بحث مىكنيم . در تعريف شبهه ، سه احتمال و بلكه سه قول مطرح شده است . قول اوّل : صاحب رياض رحمه الله در تعريف شبهه گفته : « ما أوجب ظنّ الإباحة » ؛ « 1 » چيزى كه موجب مىشود فاعل ظنّ به اباحه پيدا كند ؛ يعنى : هشتاد درصد حلّيت عمل را تصوّر كند . برخى در توجيه اين كلام گفتهاند : مراد از ظنّ ، قطع است ؛ ليكن چون قطعى است بر خلاف واقع ، از آن تعبير به ظنّ شده است . اين تأويل با كلام بعضى از فقها سازگار نيست كه ظنّ را نه در مقابل يقين ، بلكه به معنايى كه شامل يقين هم بشود ، گرفته و عبارت را بر ظاهرش باقى گذاشتهاند . از اينرو ، گروهى بر آنان اشكال كردهاند كه اگر مراد از ظنّ ، ظنّهامش
( 1 ) . رياض المسائل ، ج 10 ، ص 8 .