تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
عامّ و كلّى تمام مسلمانان را با بلاغتى عالى از طريق :
طَلَّقْتُمُ
به اين امر متوجه مىسازد ، و اين همه براى از بين بردن آثار پندارهايى است كه علاقهء مرد را به همسرش و تدبير امور او امرى مخصوص به شوهر مىداند ، و ارتباطى ميان آن با دينى كه رهبرى اسلامى نمايندهء آن است قايل نمىشود ، و تأكيد مىكند كه اين وهمى غلط و فضيحت آميز است ، بدان سبب كه علاقهء مرد با همسرش تنها به مصالح فرد محدود نمىشود بلكه به همهء زنان ارتباط پيدا مىكند . مگر زن همسر مرد عضوى از جامعهء اسلامى ، و در نتيجهء آن داراى پيوندهايى با اين اجتماع و رهبرى آن نيست ؟ و به همين جهت ناگزير بايد معامله‌اى كه با اين زن مىشود در ضمن حدود خدا و راهنمايى و سرپرستى الاهى بوده باشد ، و به همين منظور است كه خطاب نخست متوجه پيامبر شده و سپس ديگر مسلمانان را شامل شده است . «
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ
- اى پيغمبر ! هنگامى كه زنان را طلاق مىدهيد . » نكتهء قابل ملاحظه اين كه : خداوند متعال نخست به صيغهء ماضى « طلّقتم - طلاق داديد » مطلب را بيان كرده و سپس گفته است : « فطلّقوهنّ - پس آنان را طلاق دهيد » ، و اين خود دليل بر آن است كه طلاق داراى دو مرحله است : يكى مرحلهء نفسى و درونى ، و ديگرى مرحلهء قانونى ظاهرى ، و آن يك بر اين يك پيشى دارد ، چيزى كه هست براى تحقق يافتن طلاق بسنده نيست ، بدان جهت كه اجراى طلاق بايد بنا بر حدود و مقرراتى صورت گيرد كه از جملهء آنها صيغه‌اى است كه طلاق بايد با آن بيان شود ، همچون گفتهء مرد كه : همسرم فلان را طلاق دادم ، يا به خود همسرش بگويد : تو را طلاق دادم . . . به همان گونه كه صيغهء « طلّقتم » عزم جزم و قرار را نشان مىدهد ، يعنى طلاق در صورتى است كه چنين قرارى را در نفس و جان و درون خويش پذيرفته‌ايد و مىخواهيد به آن صورت وقوع خارجى بدهيد . شايد كلمهء « نساء » متوجّه همسرانى باشد كه عمل همخوابگى با آنان صورت گرفته است ، چه زنانى كه چنين نباشند ديگر عدّه ندارند ، از آن روى كه
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 54 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي