مهلكهها است ، « 76 » و شايد به معنى دخول در چيزى به صورت كامل بوده باشد ، و خوض كافران داخل شدن آنان در گناهان و پيروى كردن از هواها و شهوات و پيش رفتن بىحدّ و اندازه در آنها است . و لعب هر چيز است كه آدمى بنا بر هدفهاى شهوانى و ناچيز به آن مىپردازد . و گفتهء خدا :
فَذَرْهُمْ
براى معين كردن ايستار پيغمبر و پيروان او در برابر گروه ياد شدهء از كافران است ، چه از لحاظ دينى و عقايدى مسئول دعوت كردن ايشان به پذيرفتن حق و ايمان آوردن به آخرت از طريق مجبور كردن نيستند ، بلكه بايد آنان را به حال خود واگذارند تا راه خود را انتخاب كنند ، به همان گونه كه شايسته نيست كه از ايمان نياوردن و برگزيدن راه آتش ايشان دچار حسرت و ناراحتى شوند . اين از يك سو ، و از سوى ديگر واجب است كه چالشهاى دشمنان و تحريكهاى ايشان سبب آن نشود كه به واكنشهاى حساب ناشده بپردازند ، بلكه لازم است با صبرى زيبا به شكيبايى بپردازند ، و اين در هنگامى است كه در مسير جهاد پيوسته در حال پيشرفت قرار گرفتهاند كه سياق كلى اين سورهء كريمه از آن حكايت مىكند .
/ 384 [ 43 - 44 ] قرآن صفات آن روز را كه به كافران و دشمنان خدا وعده داده شده بيان مىكند ، و صحنههايى از آن را مصور مىسازد ، به گونهاى كه قلبها را به هراس مىافكند و آدمى را به انديشيدن در راهى برمىانگيزد كه از آن راه از عذاب سخت او پرهيز كند .
«
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً
- آن روز كه شتابان از گورها بيرون مىآيند . » به ارادهء خدا ، پس چون روح آدمى به بدن او اتصال پيدا كند ، در ظرف مدت چند ساعت به صورت انسانى كامل و فهميده درمىآيد ، شتابان « سراعا » و بدون آن كه به گذشتن از مراحل نخستين زندگى از آغاز تا پايان آن در دنيا داشته باشد ، از نطفه و علقه و . . . تا آخر . و جدث به معنى قبر است . و كافرانى كه از راه
هامش
( 76 ) - المنجد ، مادهء خوض با تصرف .