مدّعى داشتن اين علماند ، اما از لحاظ اشتقاق لفظى ظاهرا از نامهاى دخيل در زبان عربى از زبانهاى ديگر است كه از فرهنگهاى جاهلى به ديانتهاى آسمانى همچون يهوديت و نصرانيت و از طريق آنها به جهان عرب انتقال يافته است ، و صاحب المنجد آن را مستعرب دانسته و گفته است كه از كهن عبرانى يا كهنا در سريانى گرفته شده است ، « 92 » و نزديكتر به فهم آن است كه اين نام و حرفه از قوم عبرى است ، بدان جهت كه قوم يهود در شبه جزيرهء عربستان سكونت جستند و تلاشهايى براى نشر اصول و افكار خود در آن انجام دادند .
و به صورت تاريخى اين امر به اثبات رسيده است كه اغلب كاهنان از يهود و نصارى بودند و آن را وسيلهاى براى رسيدن به پيشوايى روحانى قرار مىدادند .
اما چگونه كاهنان احكامى را بيان مىكنند كه مردمان آنها را غيب مىدانند ؟ پاسخ آن سببهايى است كه در ذيل مىآوريم :
اولا : هوش سرشارى كه به آنان كمك مىكرد تا اشارههاى حقايق و دلالتهاى ظواهر را همچون بعضى از جاسوسان پيشرفتهء زمان حاضر به خوبى دريابند .
ثانيا : توانايى بر پرده برداشتن از روى آينده و پيشگويى كردن از آن ، و اين قدرت را اغلب مردمان دارند ، ولى كاهنان اين نيرو را در خود رشد و پرورش مىدهند و در اين كار چنان عمل مىكنند كه سياستمداران بزرگ و بازيكنان شطرنج و نظاير اينها .
ثالثا : اتصال پيدا كردن با جن و ارواح شيطانى از راه رياضتهاى روحى خاصى كه مرتاضان امروز نيز چنان عمل مىكنند .
رابعا : آشنايى آنان با فرهنگها و علوم ناآشناى بر آن جامعهء جاهلى ، و اين عوامل به كاهنان مدد مىرساند تا نسبت به بعضى از حقايق ناشناختهء در نزد مردم آشنا شوند كه آن را با بسيارى از دروغها و افسانهها در هم مىآميخته و به ديگران عرضه مىداشتند .
هامش
( 92 ) - المنجد ، مادهء كهن .