است كه بيشتر سورههاى آن مكّى است مگر سورههاى ( الانسان و الزلزلة و النصر ) ، و اهتمامى كه پروردگار ما دربارهء آن ابراز داشته ، به سبب علم او به مقام آن در ساختن شخصيت انسان است .
آن كس كه در گفتههاى قرآن دربارهء آخرت تتبّع كند ، درمىيابد كه از آن به نامهاى گوناگونى تعبير شده كه در ظاهر و بعضى از مضامين با يكديگر اختلاف دارند ، و چنان مىنمايد كه هر اسم از ناحيه يا مرحلهاى زمانى از آن حكايت مىكند ، ولى چيزى كه هست اين كه هدف آن يكى و تجزيه ناپذير است ، و آن كشت كردن ايمان به آخرت در جانهاى مردمان و هر چه بيشتر و عميقتر آن را جايگزين كردن است ، تا از اين راه بينش و بصيرت نسبت به ديگر حقايق حاصل آيد . و در اين جا آيات ما را با نامى از نامهاى قيامت ، / 267 و از راه بلاغتى عالى ، آشنا مىسازد كه قلبها از آن به اهتزاز درمىآيد ، و پوست بدن مؤمنان ارتعاش پيدا مىكند .
«
الْحَاقَّةُ
- حق واقع شونده . » مفسران را گفتههاى فراوان در معنى اين كلمه است ، و در اين باره كه چرا قيامت به اين ناميده شده . برجستهترين آنها تفسيرهاى آينده است ، اولا : به معنى لازم و واجب الوقوع ، و خداى تعالى گفت :
وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ
« 1 » يعنى واقع شد و آن را واجب كردم ، و گفت :
أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ
، « 2 » يعنى واجب و لازم شد ، ثانيا : فرا گيرنده ؟ در المنجد آمده است : حاق بهم العذاب يعنى فرود آمد و احاطه كرد ، و مصدر حيق به معنى چيزى از كردار مكروه و زشت است كه او را فرا گرفته و ملازم او شده است ، و خداى تعالى گفت :
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
« 3 » يعنى واقع و محيط نمىشود مگر بر ايشان ، و گفت :
أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
هامش
( 1 ) - السجدة / 13 .
( 2 ) - الزمر / 19 .
( 3 ) - فاطر / 43 .