گفت : « دوستى دنيا ريشهء هر معصيت و اول هر گناه است » . « 38 » / 216 «
أَنْ كانَ ذا مالٍ وَ بَنِينَ
- كه دارندهء خواسته و فرزندان است . » يعنى ريشهء صفات منافقان و مترفان كه رسول خدا ( ص ) فرمانبردارى از آنان را نهى كرده و ذكر آن در آيات پيشين گذشت ( سوگند و ذلت و غيبت و سخن چينى و جلوگيرى از خير و تجاوز و گناه و بد خويى و انگل بودن ) همه نتيجهاى از فريفتگى به دنيا ( مال و فرزندان ) است ، و بنا بر اين راه تكامل اخلاق نيك در شخصيت آدمى ، و در نتيجه بالا رفتن به قلهء بلند فضيلت ( يكتاپرستى ) جز به چشمپوشى از فتنهء دنيا يعنى اموال و فرزندان ، هموار نخواهد شد . و چشمپوشى از فتنه وابستهء به دور افكندن مال و پيروان نيست ، چه اگر در آنها به نيكى تصرف شود ، بهترين ياور شخص براى ارتقاى به بالاى نردبان كمال اخلاقى و ايمانى خواهند شد ، و در حديث شريف از پيامبر ( ص ) آمده است : « ثروتمندى بهترين يار و ياور براى پرهيزگارى و ترس از خدا است » . « 39 » و در خبرى از امام صادق ( ع ) مىخوانيم كه : « دنيا بهترين ياور براى آخرت است » ، « 40 » مگر فقه سبب پيروى و نيازمندى مايهء ذلت و خوارى نيست ؟
چون اين آيه را به نهى دستگاه رهبرى از اطاعت از مترفان ارتباط دهيم ، به انديشهء ديگرى هدايت مىشويم ، و آن اين كه : گاه رهبر خود نيز به آنچه از فريبندگيهاى دنيا ( داراييها و پيروان ) كه در نزد ايشان است فريفته مىشود و به طمع رسيدن به اين گونه چيزها به اطاعت ايشان درمىآيد يا با آنان به مداهنه برمىخيزد يا گرفتار ترس از ايشان مىشود ، و بر وى واجب است كه خود را از اين وسيلهء مسدود شدن راه با توكل كردن بر پروردگار خويش و خواستار شدن آنچه در نزد او است ، رهايى بخشد .
[ 15 ] دوم : پس پشت افكندن رسالت خدا . آيا رسالت خدا چيست ؟ آن
هامش
( 38 ) - تنبيه الخواطر ، ص 362 .
( 39 ) - فروع الكافى ، ج 5 ، ص 71 .
( 40 ) - همان منبع ، ص 72 .