دانستهاند ، و از آن روى كه چنين است كه ديوانگى حقيقتى معنوى است و ممكن است انسان خود آن را ببيند ، بلكه آن را از طريق دلالتها و نشانههاى اشاره كنندهء به آن مشاهده مىكند ، پس ديده شدن آن با واسطه است ، و شايد به همين سبب باء در « بأيّكم » به صورتى آمده است كه در اين كلام خداى تعالى آمده است :
وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآكِلِينَ
، « 20 » زيرا كه روغن ثمر درخت نيست ، بلكه ميوهاى ثمر آن است كه در آن روغن وجود دارد .
از آيه اين طور الهام مىگيريم كه روش درست ارزشيابى امور داشتن شناخت نسبت به عواقب آنها است ، چرا كه انسان در ابتداى امر و با وجود داشتن متغيرها در صادر كردن آخرين حكم خود نسبت به كارها و امور دچار شك و ترديد مىشود ، ولى هنگامى كه در زمان پس از آن آغاز استقرار پيدا مىكند ، با وضوح تمام ايستگاه واقعى حق را از آنها مىبيند .
/ 204 بنا بر اين شكستهاى آنى كه مؤمنان با آنها در مسير خود رو به رو مىشوند و با اين بصيرت از آنها رهايى مىيابند ، نبايد سبب آن شود كه دچار شك يا يأس دربارهء صحت راهى كه در پيش گرفتهاند و سالم بودن رهبرى خود شوند ، چه مستقبل ، هر اندازه كه رسيدن زمان آن طولانى شود و بر خلاف ظواهر منفى و مأيوس كننده به سود ايشان و در صلاح رسالتشان است ، بدان جهت كه ايشان از حق پيروى مىكنند .
[ 7 ] و با وجود آن كه اين كيفيت از آن قواعد اساسى است كه بر افراد مكتبى اعتماد كردن بر آن در تحركشان واجب است ، آنان مصونيت خود را از حق ، و ايمان به سلامت خط مشى خويش را از ايمان به خدا به دست مىآورند ، و به همين سبب به نظر ايشان مهم آن نيست كه در نظر ديگران همچون صاحبان حق جلوهگر شوند ، يا واقعيت دنيا اين قضيه را براى ايشان آشكار سازد ، بلكه مهمتر آن است كه در نزد خدا از راهيافتگان به شمار روند ، چه براى ايشان ثناى هيچ كس ،
هامش
( 20 ) - المؤمنون / 20 .