الرَّحْمنُ آمَنَّا بِهِ وَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْنا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 29 )
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ ( 30 )
معناى واژهها
15 [ ذلولا ] : آسان ، آمادهء براى بنا و كشاورزى و دفن كردن مردگان و بر آن حركت كردن و ايجاد نهرها و قنوات و جز اينها در آن . . . از ذلّ به معنى مطيع و خاضع و رام بودن .
[ مناكبها ] : يعنى بر پشتها و راههاى آن ، و منكب هر چيز قسمت بالاى آن است ، و اصل آن به معنى طرف و جانب است ، و از آن است منكب آدمى به معنى دوش او .
[ النشور ] : حيات پس از مرگ است و اصل آن از نشر به معنى پراكندن و بازكردن است .
16 [ تمور ] : مضطرب و لرزان و متموج است .
17 [ حاصبا ] : سنگى است كه همچون سنگريزه براى پرتاب كردن به كار مىرود .
18 [ نكير ] : يعنى از انكار و عذاب ديدن ايشان با اشكال مختلف عذاب همچون غرق شدن و در زمين فرو رفتن و گرفتار باران شن و سنگريزه شدن .
21 [ لجّوا ] : به لجاجت و مخالفت ادامه دادند .
[ عتوّ ] : سركشى و تجاوز از حق .
24 [ ذرأكم ] : يعنى شما را از راه توالد و تناسل آفريد .
27 [ زلفة ] : نزديك .
[ تدّعون ] : خواستار آن بوديد و براى رسيدن به آن شتاب مىكرديد ، مأخوذ از دعاء به معنى خواندن ، و گفتهاند كه : تدعون و تدّعون هر دو به يك معنى است .