راهب گفت - اى شيخ راست است مىگويى و من در انجيل عيسى همچنين خواندهام كه خواص امّت محمد قومى خرقهداراناند ، به صورت درويشان و بدل توانگراناند . در وطن خود غريب و از خلق بر كراناند . از دنيا بلقمهء و خرقهء « 1 » راضى و از تعلق آزادگان و آسودگاناند . و انا اشهد ان لا إله الا اللَّه وحده لا شريك له و انّ محمدا عبده و رسوله و انّكم اولياء اللَّه و اصفيائه و انّ دينكم دين الحق و انّ اصواتكم من صفاء اسراركم .
قوله :
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ
بلسان الاشارة - ما كتب على نفسه جل جلاله - ان سبقت رحمتى غضبى . به زبان اشارت بر ذوق اهل حقيقت ، كتاب مسطور آن نبشته است كه در عهد ازل بر خود نبشت كه - سبقت رحمتى غضبى . هزار جان عزيز فداء آن وقت دلنواز باد كه ما را بى ما خلوت گاه داد و در الطاف بىنهايت بر ما گشاد و بعنايت ازلى و لطف سابق لم يزلى مىفرمود : سبقت رحمتى غضبى .
اى جوانمرد شكر كن مر آن خداى را كه ترا پيش از سؤال و معارضه ، آن داد كه اگر به تو باز گذاشتى و تو هزاران سال انديشه كردى بتحكّم بر سر آن نرسيدى ، دعاك و انت غافل ، علّمك و انت جاهل خلقك و لم تك شيئا مذكورا ، سقاك بكأس برّه فى مجلس سرّه شرابا طهورا . اين همه آثار سبقت رحمت است كه مىفرمايد جل جلاله - سبقت رحمتى غضبى .
پير طريقت گفت - الهى بعنايت ازلى تخم هدى كشتى ، برسالت انبياء آب دادى ، بمعونت و توفيق رويانيدى ، به نظر لطف پرورانيدى . اكنون سزد كه باد عدل نه وزانى ، « 2 » و سموم قهر نه جهانى « 3 » و كشتهء عنايت ازلى را برعايت ابدى مدد كنى .
وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ
اشارة الى قلوب العارفين المعمورة بالمعرفة و المحبة .
بيت معمور اشارت است بدلها عارفان كه بمعرفت و محبت اللَّه آبادان است ، به نظر او زنده ، و بلطف او شادان است .
پير طريقت گفت - سه چيز است كه سعادت بنده در آن است و روى عبوديت
هامش
( 1 ) در نسخهء ج ، بلقمهءى و خرقهءى :
( 2 ) در نسخهء ج : نوزانى .
( 3 ) در نسخهء ج : نجهانى