تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
او را در صدر دار الملك دين محلّى نيست ، محلّى كه هست دل راست كه از او بوى اسرار احديّت و ازليّت آيد . عزيز مصر با برادران گفت : رخت برداريد و به وطن و قرارگاه خود باز شويد كه از دلهاى شما بوى مهر يوسفى مىنيايد . اينست سرّ آنچه رب العالمين فرمود :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ
. . . الاية قوله :
وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ
، اى - انتظر يا محمد صيحة القيامة و هول البعث حين ينادى المنادى ،
مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
. گوش دار اى محمد ، منتظر باش صيحهء رستاخيز را و هول قيامت را ، آن روز كه اسرافيل از صخرهء بيت المقدس ندا كند كه اى استخوانهاى ريزيده و گوشتهاى پوسيده ، اى صورتهاى نيست شده و اعضاى از هم جدا گشته ، همه جمع شويد بفرمان حق ، روز روز محشر است و روز عرض اكبر است و روز جمع لشكر است . چون اين ندا در عالم دهد ، اضطراب در خلق افتد . آن گوشتها و پوستها پوسيده و استخوان ريزيده و خاك گشته و ذره ذره بهم برآميخته ، بعضى بشرق و بعضى بغرب ، بعضى ببرّ و بعضى ببحر ، بعضى دودكان خورده و بعضى مرغان برده . همه با هم ميآيد و ذره ذرّه بجاى خود باز مىشود . هر چه در هفت اقليم خاكى جانور بوده از ابتداء دور عالم تا روز رستخيز همه با هم آيد ، تنها راست گردد ، صورتها پيدا شود ، اعضاء و اجزاء مرتّب و مركّب گردد . ذرّه‌اى كم نه و ذرّه‌اى بيش نه . مويى ازين با آن نياميزد و ذرّه‌اى از آن با اين نپيوندد . آه ، صعب روزى كه روز رستاخيز است . روز جزاء خير و شرّ است . ترازوى راستى آويخته ، كرسىّ قضا نهاده ، بساط هيبت باز گسترده ، همهء خلق به زانو درآمده كه :
وَ تَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً
دوزخ مىغرّد كه :
تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ
زبانيه در عاصى آويخته كه :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ
هر كس به خود درمانده و از خويش و پيوند بگريخته :
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ