تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و ميخواهد كه در سراى آشنايى آيد ، مفتاح وى اين كلمات است و آن آشنا كه در حظيرهء اسلامست و خواهد كه از كورهء صورت درگذرد و بمناهج معانى رسد ابتداء وى گفتار اين كلمات است و آن كس كه خواهد از حجرهء رسم و نهاد خود هجرت كند بدرقهء راه وى حقايق اين كلمات است . معانى اوراق آدم و صحف شيث و ابراهيم و تورية موسى و انجيل عيسى و زبور داود و فرقان محمد ( ص ) ، آن جمله در ضمن اين حروف و كلماتست . آدم صفى كه بديع قدرت و صنيع فطرت و نسيج ارادت بود ، در نخستين منزل وجود در صدر دولت بر تخت بخت نشست و مسجود مقربان گشت . از بهر آنكه ترنم حال پاك وى در طنين انس اين كلمات بود . ادريس كه از وهدهء ظلمت خاك ، بسراى پاك توانست شد ، معتصم وى اين كلمات بود . نوح شكور كه در سفينهء نجات سلامت و كرامت يافت ، بعصمت و حشمت اين كلمات بود . خليل كه آتش گاه دشمن بر وى بوستان انس و روضهء قدس گشت ، از روح نسيم و فوح شميم اين كلمات بود . موسى كليم كه از زحمت و ظلمت مجاورت فرعون برست و راه مكالمت و مناجات حق بر وى روشن گشت از تاوش برق اين كلمات بود . مهتر عالم و سيد ولد آدم خاتم پيغامبران و مقتداى جهانيان ، تا بود در مطاف الطاف اين كلمات بود و در نور بهجت اين كلمات بود و عزت خطاب اين كلمات بود . تا رب العزة با وى اين بفرمود :
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
، فرمان آمد كه يا محمد كتاب الهى براست تو ، تيغ سياست به چپ تو ، برق كلمهء توحيد شمع راه تو ، محو و اثبات بدولت و صولت تو ، دولت با كتاب و صولت با تيغ . كتاب از بهر اثبات و تيغ از بهر محو . يا محمد ما حكم چنان كرديم كه هر كه بر تو تمرّد نمايد و روح خود را بروح اين كلمهء :
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
معطر نكند ، بريق شعاع تيغ قهر شرع تو دمار از آشيان صورت وى برآرد و هر كه در حمايت ولايت قبول اين كلمهء شهادت آيد همين تيغ پاسبان حريم وى باشد . اينست كه مصطفى ( ص ) فرمود : « امرت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لا إله الا اللَّه فاذا قالوها عصموا منى دماءهم و اموالهم الا