إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ
ما عرضه كرديم امانت دين ،
عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ
بر آسمانها و زمينها و كوهها ،
فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها
باز نشستند از برداشت آن [ و كژ رفتن در آن و راست باز نيامدن در آن ] ،
وَ أَشْفَقْنَ مِنْها
و ترسيدند از آن [ و تاوان آن ] ،
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
و آدم فرا ايستاد و در گردن خويش كرد ،
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
( 72 ) كه اين آدمى ستمكار و نادان است تا بود .
لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ
تا عذاب كند اللَّه منافقان را مردان و زنان ،
وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ
و انباز گيران را مردان و زنان ،
وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ
و با خود آرد و بپذيرد مؤمنان مردان و زنان ،
وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
( 73 ) و اللَّه آمرزگار است بخشاينده هميشه .
النوبة الثانية
قوله : -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ . . .
الاية - سبب نزول اين نهى و نزول اين آية آن بود كه : رسول خدا ( ص ) وليمهاى ساخت از بهر زينب كه تحويل كرده بود و جمعى بسيار از ياران بر ان وليمه خوانده ، انس مالك گفت :
رسول خدا مرا فرمود كه رو هر كه را بينى از ياران برخوان . گفتا رفتم و خواندم ، و ياران جوق جوق « 1 » مىآمدند و طعام مىخوردند و باز ميگشتند . بعاقبت گفتم : يا رسول اللَّه ما اجد احدا ادعوه - كس نماند كه او را نخواندم . آن گه طعام برداشتند و قوم متفرّق شدند ، سه كس در خانهء رسول ( ص ) بماندند و دراز نشستند و از سخنها مىپرسيدند و سرگذشتها باز ميگفتند ، رسول ( ص ) خدا ميخواست كه ايشان برخيزند و شرم ميداشت كه بگفتى ، يك بار و دو بار از خانه بيرون شد بخانهء عايشه و غير آن و باز مىآمد و انتظار برخاستن ايشان ميكرد ، در آن حال جبرئيل آمد و اين آية آورد ، آنجا كه گفت :
وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ
، رسول خدا بر ايشان خواند و ايشان برخاستند و بيرون شدند .
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : جوك جوك .