عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »
. مدّعيان بىمعنى را بينى كه زبانهاشان از راه قفا بدر ميكشند و لوح معاملات هر كس در رويهاشان ميدارند كه
« اقْرَأْ كِتابَكَ »
، و هر ذرّهاى كه بظلم ستده باشند يا از زكات باز گرفته داغ قهر ميگردانند و بر پيشانيهاى عوانان خويشتنپرست مىنهند . اى مسكين ! آخر نگويى كه تا چند از اين مكابرهء بر دوام و تا كى ازين شوخى و دليرى فراوان ، از حال طفوليّت تا جوانى و برنايى و از جوانى و برنايى تا بكهلى و از كهلى تا بپيرى و از پيرى تا بكى ؟ !
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها . . .
الآية - پاكى و بىعيبى آن خداى را كه در زمين از يك آب و يك خاك و يك هوا اين همه عجائب صنع نمايد و آيات و رايات قدرت پديد كند ، بينا كردن بندگان را و باز نمودننشان را كه آن كس كه نديده بود ببيند و آن كس كه در نيافته بود دريابد كه اين كرده را كردگارى است و اين ساخته را سازنده ايست و اين آراسته را آرايندهايست و رسته را رويانندهاى ، هر يكى بر هستى اللَّه گواه و بر يگانگى وى نشان ، نه گواهى دهنده را خرد ؛ نه نشان دهنده را زبان ،
و فى كلّ شىء له آية * تدلّ على انّه واحد
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ
- بزرگى را پرسيدند كه شب فاضلتر يا روز ؟
جواب داد كه شب فاضلتر كه در شب همه آسايش و راحت بود و راحت از بهشت است و در روز همه رنج و دشوارى بود اندر طلب معاش و رنج و دشوارى از دوزخ است . و نيز گفت :
شب حظّ مخلصان است كه عبادت باخلاص كنند ريادران نه ، روز حظّ مرائيان است .
كه عبادت بريا كنند اخلاص در ان نه ، شب وقت خلوت دوستانست و ميعاد آشتى جويان و سلوت مشتاقان و هنگام راز محبّان . وحى آمد ببعضى انبيا :
كذب من ادّعى محبتى اذا جنّه اللّيل نام عنى ا ليس كلّ محبّ يحبّ خلوة حبيبها انا مطّلع عليكم اسمع و ارى » .
و گفتهاند : شب و روز نشان قبض و بسط عارفان است ، گهى شب قبض بود ايشان را و گهى روز بسط ، در شب قبض همه فترت و هيبت بينند ، در روز بسط همه لطف و رحمت يابند ، در شب قبض صرصر قهر آيد شواهد جلال نمايد بنده بزارد در خواهش آيد ، در روز