تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ
روى و آهنگ خويش اين دين را راست داريد با گرديدگان بدل با اللَّه
وَ اتَّقُوهُ
و بترسيد از خشم او
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
و نماز بپاى داريد [ بهنگام ] ،
وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
( 31 ) و از انباز جويندگان ميباشيد « 1 » اللَّه را .
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ
مباش از ايشان كه از دين خود جدا شدند
وَ كانُوا شِيَعاً
و جوك جوك « 2 » گشتند پراكنده در دين ،
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
( 32 ) هر جوكى « 3 » به آنچه در دست ايشان است و پيش ايشانست از پسنديدهء خود شاداند و خرم .
وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ
و هر گاه كه بمردمان رسد گزندى و رنجى
دَعَوْا رَبَّهُمْ
خوانند خداوند خويش را
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ
بازو گشته بدل
ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً
پس ، آن گه كه بچشاند ايشان را بخشايشى از خويشتن
إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ
( 33 ) آن گه گروهى از ايشان با خداوند خود انباز مىآورند و آزادى بر اسباب ميسازند .
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ
تا به آن نعمت كه ايشان را داديم و فرج كه نموديم كافر مىشوند
فَتَمَتَّعُوا
گوى برخوريد و روزگار فرا سر بريد ،
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
( 34 ) آرى آگاه شويد .
أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً
يا بر ايشان نامه فرستاديم كه آن را بحجّت گيرند
فَهُوَ يَتَكَلَّمُ
كه آن نامه مى سخن گويد و مىگواهى دهد ،
بِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ
( 35 ) كه آن انبازى كه ايشان ميگويند خداى را راست است يا چنان است .
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً
و هر گه كه بچشانيم مردمان را بخشايشى
فَرِحُوا بِها
شاد شوند به آن
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ
و اگر بايشان رسد بدى
بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
به آنچه دستهاى ايشان پيش فرا فرستاد [ ايشان را از بدى ]
هامش
( 1 ) مبيد ( الف ) ( 2 ) جوق جوق ( ج ) ( 3 ) جوقى ( ج )