كه ما امّت ترا برخوانديم از اصلاب پدران و سبب آن بود كه موسى گفت بار خدايا من در تورات ميخوانم صفت و سيرت امّتى سخت آراسته و پيراسته و بخصال حميده ستوده ، ايشان امّت كدام پيغامبراند ؟ يكى از علماء طريقت صفت و سيرت اين امّت گفته كه در ميان ايشان جوانمردانىاند كه دنيا و آخرت در باديه وقت ايشان دو ميل است . بهشت و دوزخ بر راه درد ايشان دو منزل است و هر چه دون حقّ بنزديك ايشان باطل است . بروز در منزل رازاند بشب در محمل ناز ، بروز در صنايع نظراند بشب در مشاهدهء صنع « 1 » . بروز با خلق در خلق بشب با حق بر قدم صدق بروز راه جويند بشب راز گويند . مفلساناند از روى نعمت ، لكن توانگراناند از روى صحبت . دنيا كه آفريد به آن آفريد تا ايشان او را دانند . عقبى كه آفريد به آن آفريد تا ايشان او را بينند .
او جلّ جلاله بهشت كه آرايد بدوستان خود آرايد و دوستان را بدل آرايد و دل را بنور جلال خود آرايد . آن ماه رويان فردوس از هزاران سال باز در آن بازار گرم در انتظاراند « 2 » تا كى بود كه ركاب دولت اين جوانمردان با على علّيين رسانند و ايشان بطفيل اينان قدم در آن موكب دولت نهند كه :
فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ
.
. . . رجعنا الى القصّة . موسى ( ع ) صفت اين امّت در تورات بسيار مىديد ، گفت :
بار خدايا اينان امّت كدام پيغامبراند ؟ گفت امّت احمد . موسى گفت : بار خدايا ميخواهم كه ايشان را ببينم . فرمان آمد كه : يا موسى ليس اليوم وقت ظهورهم ، امروز روز زمان ايشان نيست ور خواهى آواز ايشان ترا بشنوانم . فنادى يا امّة احمد ، ربّ العالمين بجلال عزّ خود و بكمال لطف خود امّت احمد را برخواند و ايشان از اصلاب پدران همه جواب دادند تا موسى سخن ايشان بشنيد . آن گه روا نداشت كه ايشان را بىتحفهاى بازگرداند ، گفت : اعطيتكم قبل اى تسألونى و غفرت لكم قبل ان تستغفرونى .
هامش
( 1 ) بروز در نظر صنايعاند بشب در مشاهدهء صانع ( ج )
( 2 ) منتظراند ( ج )