منهم و يستجاب دعاؤهم فاجعلهم من امّتى . قال : تلك امّة احمد .
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ
يا محمد ، الهداية من خصائص الرّبوبيّة فلا تصلح لمن وصفه البشريّة . توفيق سعادت و تحقيق هدايت از خصائص ربوبيّت است ، بشريّت را بدان راه نه و جز جلال احديت بدين صفت سزا نه . يا محمد ترا شرف نبوّت است و منزلت رسالت و جمال سفارت مقام محمود و حوض مورود ، خاتم پيغامبران و سيّد مرسلانى و شفيع مذنبانى و شمع زمين و آسمانى . عنان مركبت از آسمانها برگذشته و ساحت عرش مجيد جاى اخمص تو ساخته ، امّا هدايت بندگان و راه نمودن ايشان بايمان نه كار تو است و نه در دست تو .
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ
ما آن را كه خواهيم در مفازهء تحيّر همى رانيم و آن را كه خواهيم بسلسلهء قهر همى كشيم . ما در ازل آزال و سبق سبق تاج سعادت بر سر اهل دولت نهاديم و اين موكب فرو كوفتيم كه : هؤلاء فى الجنّة و لا ابالى ؛ و رقم شقاوت بر ناصيه گروهى كشيديم و اين مقرعه بر زديم كه : هؤلاء فى النّار و لا ابالى .
اى جوانمرد هيچ صفت در صفات خداى از صفت لا ابالى دردناكتر نيست .
آنچه گفت ( ص ) : ليت رب محمد لم يخلق محمدا نالهء بيم اين سخن بود و آنچه صديق اكبر گفت : ليتنى كنت شجرة تعضد ، آواز درد اين حديث بود .
نيكو سخنى كه آن پير طريقت گفت : كار نه آن دارد كه از كسى كسل آيد و از كسى عمل ، كار آن دارد كه ناشايسته آمد در ازل . آن مهتر مهجوران كه او را ابليس گويند چندين سال در كارگاه عمل بود . اهل ملكوت همه طبل دولت او ميزدند و ندانستند كه در كارگاه ازل او را جامه ديگر گون بافتهاند « 1 » ايشان در كارگاه عمل او مقراضى و ديبا همى ديدند و از كارگاه ازل او را خود گليم سياه آمد :
وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
.
هامش
( 1 ) در هر دو نسخه : يافتهاند ، تصحيح قياسى است .