موسى بود
عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ
از آن [ قبطى ] كه از دشمنان او بود
فَوَكَزَهُ مُوسى
مشت زد موسى او را
فَقَضى عَلَيْهِ
و بكشت او را
قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ
[ موسى ] گفت اين از كرد ديو بود
إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ
( 15 ) كه او دشمنى است از راه برندهاى آشكارا .
قالَ رَبِّ
[ موسى ] گفت خداوند من
إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي
من ستم كردم بر خود
فَاغْفِرْ لِي
بيامرز مرا
فَغَفَرَ لَهُ
بيامرزيد اللَّه او را
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
( 16 ) كه او آمرزگارست و بخشاينده .
قالَ رَبِّ
موسى گفت خداوند من
بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ
به اين نيكويى كه با من كردى و به اين نعمت كه بر من نهادى
فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ
( 17 ) من هرگز پشتيوان و يار بدان نه ام .
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ
موسى ديگر روز بامداد در شارستان ترسان ميرفت نيوشان تا چه شنود از قصّه كشته و كشندهء او و
فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ
آن مرد را ديد كه يارى خواسته بود دى از او
يَسْتَصْرِخُهُ
كه باز فرياد رسيدن ميخواست از موسى
قالَ لَهُ مُوسى
گفت موسى آن [ اسرائيلى ] را
إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ
( 18 ) تو جنگين مردى اى آشكارا .
فَلَمَّا أَنْ أَرادَ
چون [ موسى ] آهنگ كرد و خواست
أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما
كه اين ديگر [ قبطى ] را بزند كه دشمن موسى و اسرائيلى بود
قالَ يا مُوسى
[ اسرائيلى ترسيد كه مرا خواهد زد ] گفت : يا موسى
أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي
ميخواهى كه مرا بكشى
كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ
چنان كه آن مرد را بكشتى دى
إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ
مىنخواهى مگر آنكه جبّارى باشى در زمين [ خودكامى نابخشايندهاى خون ريز ]
وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ
( 19 ) و نمىخواهى كه مردى نيككار باشى .