تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
نصيب آتش بيرون كن ، گويد بار خدايا چند بيرون كنم ؟ گويد از هزار نهصد و نود و نه بيرون كن و يكى را بگذار كه سزاى بهشتست ، آن سخن بر ياران صعب آمد و در زاريدن و گريستن بيفزودند و گفتند : فمن ينجو يا رسول اللَّه ؟ پس از ما خود كه رهد و كه اميد دارد كه نجات يابد ؟ رسول خدا گفت : « ابشروا و سدّدوا و قاربوا » . بشارت پذيريد راست باشيد و ساكن گرديد و اين اندوه و گريستن فراوان فراهم گيريد و بدانيد كه آن نهصد و نود و نه از يأجوج و مأجوج باشند و از شما يكى ، شما كه ياران منيد و امّت من بقيامت مسلمانان و مؤمنان در ميان كفار ، و يأجوج و مأجوج فردا در قيامت همچون يكتا موى سياه باشند در گاو سپيد يا همچون يكتا موى سپيد در گاو سياه . آن گه گفت من چنان اميدوارم كه امّت من ثلث اهل بهشت باشند ، ياران همه از شادى تكبير گفتند و خداى تعالى را سپاسدارى كردند ، رسول خدا بر آن بيفزود و گفت : چنان دانم كه شما اعنى امّت من نيمهء اهل بهشت باشيد ، ياران هم چنان ثناء خداى تعالى گفتند و شادى نمودند ، رسول بر آن بيفزود گفت چنان دانم كه دو سيك اهل بهشت شما باشيد ، آن گه گفت اهل بهشت صد و بيست صف باشند ، هشتاد صف از ايشان امّت منند ، ثم قال صلّى اللَّه عليه و سلّم : « و يدخل من امّتى الجنّة سبعون الفا به غير حساب » . فقال عمر سبعون الفا ؟ قال نعم و مع كل واحد سبعون الفا ، فقام عكاشة بن محصن فقال يا رسول اللَّه ادع اللَّه ان يجعلنى منهم ، فقال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم انت منهم ، فقال رجل من الانصار فقال ادع اللَّه ان يجعلنى منهم ، فقال رسول اللَّه سبقك بها عكاشة . و عن عائشة قالت نام النبىّ ( ص ) فى حجرتى فقطرت دموعى على خدّه ، فاستيقظ فقال ما يبكيك ؟ فقلت ذكرت القيامة و هو لها فهل تذكرون اهاليكم يا رسول اللَّه ؟ فقال يا عائشة ثلاثة مواطن لا يذكر فيها احد الّا نفسه : عند الميزان حتّى يعلم أ يخف ميزانه ام يثقل ، و عند الصحف حتّى يعلم ما فى صحيفته ، و عند الصراط حتّى يجاوزه . قوله : «
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ »
اين آيت در شأن النضر بن الحارث فرو آمد ، مردى كافر دل بود سخت خصومت ، ملائكه را بنات اللَّه گفت ، و قرآن را