تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
هر كه به او گويد او آن كس را بى راه كند ، «
وَ يَهْدِيهِ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ »
( 4 ) و راه نمايد او را به عذاب آتش . «
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ »
اى مردمان اگر در گمانيد از انگيخت پس مرگ ، «
فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ »
پس [ نشان توانايى ما بر آن آنست كه ] ما بيافريديم شما را از خاك ، «
ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ »
پس از نطفه ، «
ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ »
پس از خون بسته ، «
ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ »
پس از پاره‌اى گوشت ، «
مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ »
تمام آفريده يا نه تمام آفريده ، «
لِنُبَيِّنَ لَكُمْ »
تا پيدا كنيم شما را [ كه هر دو توانيم ] ، «
وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ »
و مىآرامانيم در رحمها «
ما نَشاءُ »
آنكه خواهيم [ چندان كه خواهيم ] ، «
إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى »
تا هنگامى كه نامزد كرده [ زادن را ] ، «
ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا »
آن گه بيرون مىآريم شما را خرد خرد ، «
لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ »
تا آن گه كه بزورمندى خويش رسيد [ در تن و در خرد ] ، «
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى »
و از شما كس است كه او را مىميرانند بجوانى ، «
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ »
و از شما كس است كه او را پس باز مىبرند تا بتر عمر ، «
لِكَيْلا يَعْلَمَ »
آن را تا مگر چيزى بنداند [ در وقت پيرى ] ، «
مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً »
پس آن كه دانسته است بجوانى ، «
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً »
و زمين را بينى مرده و فرو شده ، «
فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ »
چون آب بران فرستاديم ، «
اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ »
زنده گشت و بجنبيد و بخنديد « 1 » ، «
وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ »
( 5 ) و بر رويانيد از هر صنفى نيكو . «
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ »
بودن آن و اين به آنست كه اللَّه تعالى خداى بسزاست ، «
وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى »
و اوست كه [ فردا ] مردگان را زنده كند ، «
وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
( 6 ) و اوست كه بر همه چيزها تواناست . «
وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها »
و رستاخيز روز آمدنى است گمان نيست
هامش
( 1 ) - نسخه ج - بخنجيد . بمعنى طرب و شادى
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 326 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )