رؤيت به آخر آيات برد كه :
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ
الآية . . . جاى ديگر بيان كرد كه آن نزل چيست :
وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ
هر چه آرزو كنيد در آن بهشت يابيد و هر چه خواهيد و جوييد بينيد ، آن گه گفت :
نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ
نزلى است اين از خدايى آمرزندهء بخشاينده ، بمغفرت و رحمت خود داد نه بكردار بنده .
باش اى جوانمرد تا اين بساط لعب و لهو در نوردد و صفت حدثان در گور از تو پاك كند ، و هيكل ترا صُدرهء ابد پوشاند و در فضاى ربوبيّت بى زحمت فنا ، حقايق
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
بر تو كشف كند و بى عناء تعبّد در جنّات فردوس توقيعات :
عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ
روان كند ، و از بهر رعايت دل تو و ستر كار تو عتاب تو خود كند و شكايت تو با تو خود گويد : ما منكم من احد الّا و يكلّمه ربّه ليس بينه و بين اللَّه ترجمان ، و يقول الجليل جلّ جلاله عبدى كيف كنت لك ربّا - بندهء من راه بندگى از خاشاك اغيار پاك است بى زحمت اغيار امروز با ما بگو كه من ترا چگونه پروردگارى بودم ، چگونه خداوندى بودم ؟ - اين همه عنايت و كرامت نه حق بنده است بر خداى كه بنده را بر خداى تعالى جلّ جلاله هيچ حق نيست ، بلكه حق تعالى كرم خويش است كه ميگزارد و هرگز روا نبود كه كرم او بنهايت رسد .
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً
قال سهل بن عبد اللَّه :
العمل الصّالح المقيّد بالسّنّة . و قيل العمل الصّالح الّذى ليس للنّفس اليه التفات و لا به طلب ثواب و جزاء . و قيل العمل الصّالح ها هنا اعتقاد جواز الرّؤية و انتظار وقتئذ ، هر كه بديدار اللَّه تعالى طمع دارد تا در دل اعتقاد كند كه اللَّه تعالى جلّ جلاله و عزّ كبرياؤه ديدنى است ديدارى عيانى و رازى نهانى و مهرى جاودانى ، هر كه ديدار اللَّه تعالى طلبد او را ميعاد است كه روزى بدان رسد ، من كان يرجو لقاء اللَّه فانّ اجل اللَّه لآت ، بزرگ چيزى بيوسيد و عظيم اميدى داشت و همّت وى بلند جايى رسيد كه ديدار خداى تعالى جلّ جلاله بيوسيد ، اگر اين اميد نبودى بهشت بدين خوشى چه ارزيدى ، و اگر اين وعدهء ديدار