نبودى رهى را خدمت از دل كى خيزيدى ، هر كس را مرادى پيش و وى بر پى ، عارف منتظر است تا ديدار كى ، همهء خلق بر زندگانى عاشقند و مرگ بر ايشان دشوار ، عارف بمرگ مىشتابد باوميد ديدار :
چه باشد گر خورى يك سال تيمار * چو بينى دوست را يك روز ديدار
پايان مجلد پنجم تفسير كشف الاسرار « از سورهء يوسف تا آخر سورهء الكهف »