تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
باستغناء لم يزل و لا يزال از دربايست طاعت لم يكن ثمّ كان - ميگويد شما را هيچ قدر نيست كه ما را هيچ دربايست نيست ، خواهيد ايمان آريد و خواهيد نه ، ما را بايمان شما حاجت نيست و از طاعت حدثان جلال و جمال ازل را حليت نيست ، هنوز رقم وجود بر هيچ موجود نكشيده بوديم كه جمال ما مشاهد جلال ما بود ، خود به خود خود را پسنده بوديم ، امروز كه خلق را بيافريديم همانيم كه بوديم ، بى نياز به خود پيش از سبب ، بى نياز بر كمال پيش از طلب . «
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ »
گريستن حال مبتديانست و صفت روندگان ، هر كسى بر حسب حال خود و هر رونده‌اى بر اندازهء كردار خود ، تائب در گناه خود مىنگرد از بيم عقوبت مىگريد ، مطيع در طاعت با فترت خود مىنگرد از بيم تقصير ميگريد ، عابد از بيم خاتمت ميگريد كه آيا با من فردا چه كنند ، عارف در سابقهء ازل مىنگرد و مىگريد كه آيا در ازل بر من چه راندند و چه قضا كردند ، اين همه بر راه روندگانست و بر ضعف حال ايشان نشانست ، امّا ربودگان از خويشتن و اهل تمكين را بكاء نقص باشد و در راه ايشان علّت بود ، كما يحكى عن الجنيد انّه كان قاعدا و عنده امرأته فدخل الشّبلى فارادت امرأته ان تستتر ، فقال لها الجنيد لاخبر للشّبلى عنك فاقعدى فلم يزل يكلّمه الجنيد ، فبكى الشّبلى فلما اخذ الشّبلى فى البكاء ، قال الجنيد لامرأته استترى فقد افاق الشّبلى من غيبته . «
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ »
الآية . . . من عظيم نعمته سبحانه على اوليائه تنزّههم باسرارهم فى رياض ذكره بتعداد اسمائه الحسنى فينتقلون من روضة الى روضة ، و من مأنس الى مأنس ، و يقال الاغنياء تردّد هم فى بساتينهم و تنزّههم فى منابت رياحينهم و الفقراء تنزّههم فى مشاهد تسبيحهم يستروحون الى ما يلوح لاسرارهم من كشوفات جلاله و جماله ، «
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ »
الى سيّد كونين و اى مهتر خافقين با صدّيقان و مشتاقان ما بگوى كه همه ما را باشيد ، همه ما را خوانيد ، همه ما را دانيد ، با عالمان بگوى « 1 » كه اسرار علم
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : بگوئيد .