آدم
مِنْ ظُهُورِهِمْ
از پشتهاى ايشان
ذُرِّيَّتَهُمْ
فرزندان ايشان
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ
و ايشان را گواه گرفت بر ايشان
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
[ و گواه بر آن گرفت كه ايشان را گفت ] نهام من خداوند شما ؟
قالُوا بَلى
ايشان پاسخ دادند آرى تويى خداوند ما
شَهِدْنا
گواه بوديم بر ايشان
أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ
تا نگويند روز رستاخيز
إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ
( 172 ) كه ما ازين اقرار و گواهى ناآگاه بوديم .
أَوْ تَقُولُوا
يا گويند پسينان ايشان
إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ
كه پدران پيشينان ما انبازان گرفتند با تو پيش از ما
وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ
و ما فرزندان ايشان بوديم [ بر پى ايشان رفتيم ] پس از ايشان
أَ فَتُهْلِكُنا
پس اكنون ما را مىهلاك كنى و عذاب كنى ؟
بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ
( 173 ) به آنچه كجكاران « 1 » كردند و نابكاران پيش از ما .
وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ
چنين تفصيل ميدهيم و مىباز گشائيم و راست و درست و پيدا مىباز نمائيم گفتها و كردههاى خويش
وَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
( 174 ) و تا مگر ايشان باز آيند از راه كج « 2 » با راه راست .
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ
و بر ايشان خوان
نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا
خبر آن مرد كه او را داديم سخنان خويش
فَانْسَلَخَ مِنْها
بيرون شد او از آن چو مار از پوست
فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ
پس خود فرا كرد او را ديو
فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
( 175 ) تا از بيراهان گشت .
وَ لَوْ شِئْنا
و اگر خواستيم « 3 » [ ما آن مرد را ]
لَرَفَعْناهُ بِها
برداشتيمى « 4 » با آن آيات و علم
وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ
لكن آن مرد با زمين بنشست و با اين جهان گرائيد
وَ اتَّبَعَ هَواهُ
و بر پى بايست خويش رفت
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ
مثل او راست چون مثل سگ است
إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ
اگر به روى حمله برى و وى را بر تاختن دارى
هامش
( 1 ) - ج : كژكاران .
( 2 ) - ج : كژ .
( 3 ) - الف : خواستيد .
( 4 ) - الف : برداشتيميد .