خواستيد آمد ، نشانى آشكارا ، حجتى روشن از خداوند شما ، كه دلالت مىكند بر صدق نبوت من . آن گه تفسير كرد ، گفت :
هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً
- نصب على النعت ، و
ناقَةُ اللَّهِ
بر سبيل تخصيص گفت همچون بيت اللَّه ، و گفتهاند اضافت با خود كرد كه خلق را در آن سعى و تصرف نيست ، و صلب نرينه و رحم مادينه در ميان نيست ، و جز بتكوين و قدرت اللَّه حدوث آن نيست . چون ناقه از آن سنگ بيرون آمد در صحرا با بچهء خويش ميچريد ، در تابستان بكوه و در زمستان بهامون ، و چهارپايان و مواشى ايشان از آن مىترسيدند ، و مىرميدند ، و آبشخور بر ايشان تنگ كرده ، كه يك روز ناقه و بچه را بود ، و يك روز ايشان را ، چنان كه اللَّه گفت :
هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
. پس جندع بن عمرو از ميان قوم ايمان آورد . ديگران همه برگشتند ، و در طغيان بيفزودند .
فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
- اى خلّوا عنها ، فلتأكل حيث شاءت من عشب الارض و خلاها ، اى سهل اللَّه لكم امرها فليس عليكم منها مؤنة .
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ
- اى لا تقربوها بنحر و عقر
فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
و جيع فى الدنيا .
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ
- اى من بعد هلاكهم .
وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ
- اى : و انزلكم فى الارض بعد الهالكين من القرون قبلكم . يقال : بوأتك فى هذه الدار ، و بوأت هذه الدار لك . آنكه تفسير
وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ
كرد ، گفت :
تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً
- كوشكهاى عظيم ميساختند در زمين هامون ، اما عمرهاى ايشان دراز بود ، و آن كوشكها كه از گل ساخته بودند وفاء عمر ايشان نمىكرد . بروزگار دراز خانهاشان خراب گشت ، و ايشان هنوز زنده . پس در ميان كوه سنگ بريدند ، و تراشيدند ، و خانها ساختند ، فذلك قوله :
وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ
. جاى ديگر گفت :
تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ
، آن گه گفت :
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ