تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
روز بوقت نماز ديگر رسيده باشد ، جبرئيل را فرمايم ، تا شاخ آفتاب درين ميدان على بگيرد ، و نگذارد كه شب آيد ، تا در آن باقى روز شادروان شرع ترا بشرق و غرب باز كشم ، نه در هند و ثنى گذارم ، نه در روم چليپايى ، نه در هيچ سينه ظلمت شركى ، نه در هيچ دل زحمت شكى ، نه در پنجهء شيرى قهرى ، نه در نيش مارى زهرى ، و اين كار در نيمهء آخر خواهد بود كه مصطفى ( ص ) گفته : « خير هذه الامة اولها و آخرها » . نوح را بقوم خود فرستادند ، گفتند :
أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
مصطفى را بخلق فرستادند ، گفتند :
بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيراً
. از بهر آنكه نوح را بعقوبت فرستادند ، و مصطفى را برحمت . نه بينى كه در حق نوح بيم فرا - پيش داشت ، و مغفرت با پس « 1 » داشت ، گفت :
أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
، پس به آخر گفت :
لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ
، و در حق مصطفى بشارت و رحمت فرا پيش داشت و بيم واپس داشت :
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
. چون نوح دعا كرد كه :
« رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً »
، جبرئيل آمد ، گفت : يا نوح ! بر دشمنان دعا كردى ! دوستان را دعا كن . گفت : از خود به ديگرى نپردازم :
رَبِّ اغْفِرْ لِي
. گفت : يا نوح ! سلطان رحمت دست . كرم فرو گشاده بيفزاى . نوح گفت :
« وَ لِوالِدَيَّ »
جبرئيل گفت : عقوبت بدان فراوانى خواستى ، و رحمت بدين اندكى ! گفت :
وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً
. جبرئيل گفت : بيفزاى كه هنوز اندك است ، گفت :
وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ
. سيد را گفتند . يا محمد ! تو چه مىگويى ؟ گفت ما را در بدايت اين كار اين ادب درآموختند كه :
وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
، همى گويم : « اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات » ، لا جرم چون بود مصطفى ( ص ) همه نصيب خلق بود و همه بامت مشغول بود . رب العالمين وى را نيابت داشت ، و بى وى كار وى راست كرد ، و خصم وى را جواب داد .
هامش
( 1 ) - ج : واپس . .