ندانيم او را ، و نشناسيم ، و ذكر وى بنزديك ما و در كتاب ما نيست . اكنون كسى را بيار كه بر رسالت تو گواهى دهد ، و صدق تو ما را معلوم گرداند . رب العالمين بجواب ايشان اين آيت فرستاد :
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً
يقول اى شىء افضل و اعظم شهادة . اين را دو وجه است از تأويل : يكى آنست كه : قل شهادة اى شيء اكبر ؟ بگو چه چيز است كه گواهى آن مهمتر و عظيمتر همه گواهى است ؟ آن گه گفت :
قُلِ اللَّهُ
هم تو جواب ده ، و بگو آن چيز اللَّه است . ديگر وجه آنست كه :
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ
بگو آن چه چيز است كه مهتر و عظيمتر همه چيزها است ؟ آن گه جواب داد :
شَهادَةً قُلِ اللَّهُ
يعنى :
قل شهادة اللَّه . بگو يا محمد ! بگواهى دادن كه آن مهتر چيزى اللَّه است ، و در هر دو تأويل اين شيء اللَّه است ، خويشتن را شيء خواند ، هم چنان كه جاى ديگر گفت :
« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ »
يعنى خلقوا من غير خالق ؟ يعنى آفريده گشتند بى هيچ چيز ؟ خويشتن را در قرآن اين دو جاى چيز خواند . و جهم صفوان گفت و اصحاب وى كه : نه روا باشد كه اللَّه را شيء خوانى ، و عرب كسى را چيزى خوانند ، چنان كه گويند : ما انت ؟ چه چيزى تو ؟ يعنى من انت ؟ كه كسى تو ؟ و اين در قرآن موجود است جايها .
آن گه گفت :
شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ
اى فهو شهيد بينى و بينكم بأنى رسوله .
و گفتهاند : قل اللَّه الذى عرفتم بأنه خالق السماوات و الارض يشهد لى بالنبوة . بگو آن خداى كه شما معترفيد كه آفريدگار آسمان و زمين است ، بنبوت و رسالت من گواهى مى - دهد ، و گواهى دادن وى حجتهاى روشن است كه پيدا كرده ، و قرآن معجز كه به من فرو فرستاده ، و شما از آوردن يك آيت مثل آن فرو مانده . اينست كه گفت :
وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ
و قد ظهر عجزكم عن الإتيان بآية مثله ، اى لأخوفكم يا اهل مكة بالقرآن .
وَ مَنْ بَلَغَ
- اى و من بلغ اليه القرآن سواكم من العجم و غيرهم من الامم .
وَ مَنْ بَلَغَ
اين من معطوفست با كاف و ميم كه در لانذركم است . ميگويد : تا