بَعْدَ أَيْمانِهِمْ
و از ردّ اليمين ترسند كه سوگند از مدعى عليه با مدعى گردانند ،
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و از خشم و عذاب خداى بپرهيزيد ،
وَ اسْمَعُوا
و بفرمان وى نيوشيد ،
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
( 108 ) و خداى راه نمانيست گروهى را كه در علم او از طاعت و فرمان بيرون شدگانند .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
اعْلَمُوا
- بدان كه معنى علم دانش است ، و محل آن دل است ، و اقسام آن سه است : علم استدلالى ، و علم تعليمى ، و علم لدنىّ . اما استدلالى ثمرهء عقل است ، و عاقبت تجربه ، و ولايت تمييز ، كه آدميان به آن مكرّماند ، و اليه الاشارة بقوله :
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
، و علم تعليمى آنست كه خلق از حق شنيدند در تنزيل ، و از مصطفى شنيدند در بلاغ ، و از استادان آموختند بتلقين ، كه دانايان در دو گيتى بدان عزيزند بر تفاوت و درجات ، و اليه الاشارة بقوله :
« وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ »
. و علم لدنى علم حقيقت است ، و علم حقيقت يافت است ، و اين علم عارفان و صديقان است على الخصوص ، و هو المشار اليه بقوله :
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
. و گفتهاند كه انواع علم دهاند : اوّل علم توحيد ، دوم علم فقه ، سيوم علم وعظ ، چهارم علم تعبير ، پنجم علم طب ، ششم علم نجوم ، هفتم علم كلام ، هشتم علم معاش ، نهم علم حكمت ، دهم علم حقيقت .
علم توحيد حيات است ، و علم فقه داروست ، و علم وعظ غذاست ، و علم تعبير ظنّ است ، و علم طب حيلت است ، و علم نجوم تجربت است ، و علم كلام هلاك است ، و علم معاش شغل عامهء خلق است ، و علم حكمت آئينه است ، و علم حقيقت يافت است .
علم توحيد را گفت جلّ جلاله :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
،
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
. علم فقه را گفت :
لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ
.