تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
علم وعظ را گفت :
كُونُوا رَبَّانِيِّينَ
،
لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ
،
لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
، و اصل اين علم وعظ تهديد است بى تقنيط ، و وعد است بىامن ، و دلالت است بر معرفت . و علم تعبير را گفت :
وَ قالَ لِلَّذِي ظَنَّ
. اصل او ظن است و قياس و خاطر ، امّا چون ببود حقيقت است آن را مىگويد :
« قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا »
. و علم طب را گفت :
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
، و اصل آن تجربت است و حيلت ، و آن مباح است و نيكو و عفو . شافعى گفت : « العلم علمان علم الاديان و علم الأبدان » . و علم نجوم را گفت :
وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
، و آن چهار قسم است : يك قسم واجب ، و آن علم دلائل قبله است ، و معرفت اوقات نماز ، و ديگر قسم مستحبّ است و نيكو ، و آن علم شناختن جهان « 1 » و طرق است رونده را در بر و بحر ، آن را ميگويد :
« لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ »
. قسم سوم مكروه است ، و آن علم طبايع است بكواكب و بروج . چهارم قسم حرام است ، و اين علم احكام است بسير كواكب ، و آن علم زنادقه و فلاسفه است . اما علم كلام آنست كه گفت جلّ جلاله :
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ
. جاى ديگر گفت :
زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
، همانست كه گفت :
« وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ »
، و آن بگذاشتن نص كتاب و سنت است ، و از ظاهر با تكلف و بحث شدن است ، و از اجتهاد با استحسان عقول و هواى خود شدن است ، و دانستن اين علم عين جهل است . شافعى گفت : « العلم بالكلام جهل و الجهل بالكلام علم » . و علم معاش را گفت :
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا
، همانست كه گفت :
« وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ »
، و آن علم كسبها است بدانش و رغبت ميان عامه خلق ، كس است بر ميانه ، و كس است بحرص ، و آن علم عادتست . اما علم حكمت را اللَّه
هامش
( 1 ) - نسخهء ج . جهان .