اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ
و دانشمندان و عالمان از اولاد هارون كه علم تورات ايشان را درآموختند ، و حفظ آن از ايشان درخواستند ، و ميدانند كه از نزديك خدا است و بر آن گواهند ، همان ميكنند كه پيغامبران ميكنند . ربانيون عامتر است از احبار ، كه همه ربّانيان احبارند و نه هر حبرى ربّانى باشد ، و در اشتقاق آن قول اختلاف است . قومى گفتند : از حبر گرفتهاند ، الّذى يكتب به ، و الاحبار كتبة العلم .
قومى گفتند : حبر و حبر بمعنى جمال است و هيئت ، و منه
الحديث : « يخرج رجل من النّار ، ذهب حبره و سبره »
يعنى حسنه و اثره ، فكان الحبر هو المتناهى فى العلم ، فهو ردّ على المتعلم احسن العلوم ، و يحسن العلم فى عين المتعلم بحسن بيانه ، حتى يفرح به قلبه ، فيكون محبورا به مسرورا ، فسمّى بذلك حبرا . و يقال : حبر بالشيء حبرا فرح به ، و منه قوله تعالى :
فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ
.
فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ
- اين خطاب با جهودان است . ميگويد : لا تخشوا النّاس فى اظهار صفة محمّد ( ص ) فى التّوراة ، و العمل بالرجم ، و اخشونى فى كتمان ذلك ، از مردمان مترسيد و نعت و صفت مصطفى و بيان رجم كه در تورات است مپوشيد ، و از من كه خدا ام بترسيد اگر بپوشيد .
وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي
به احكامى و فرائضى ،
ثَمَناً قَلِيلًا
من عرض الدّنيا ،
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
- اينجا دو قول گفتهاند : يكى آنست كه : خلق را ميگويد بر عموم : هر كه حكمى از احكام خداى كه پيغامبران بدان آمدهاند و بيان كردهاند ، و رسول خدا ( ص ) آن را تقرير كرده ، و خلق را بدان خوانده جحود آرد ، و رد كند ، يا باطل شناسد ، وى كافر است و از اسلام بيرون ، از بهر آنكه هر كه حكم پيغامبر را رد كند ، پيغامبر را دروغ زن گرفت ، و هر كه پيغامبر را دروغ زن گرفت كافر است . قول ديگر آنست كه : در شأن بنى اسرائيل آمد ، على الخصوص ايشان كه حكم خدا تغيير كردند ، و دليل برين خبر مصطفى است كه