تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
بر آن اوّل است ، نه برين كه سر از تن جدا كرد كه ازهاق روح بفعل آن بودست نه بفعل اين . امّا قصاص در اطراف ميان دو كس رود كه قصاص در تن ميان ايشان رود ، و شرط آنست كه مساوات در آن نگه دارند ، هم در محل ، و هم در صفت ، و هم در خلقت . امّا مساوات در محل آنست كه راست براست برند ، و چپ به چپ ، و انگشت بانگشت برند ، وسطى بوسطى برند ، و مسبحة بمسبحة ، و انامل بانامل ، و لب بلب ، بالا به بالا ، زيرين به زيرين ، نه بالا بزيرين برند و نه زيرين به بالا ، و همچنين دندان و ديگر اعضا كه آن را مفصلى پيداست . و مساوات در صفت آنست كه صحّت و شلل و عيب و هنر در آن معتبر دارند . دست صحيحه بدست شلّاء نبرند ، و نه چشم روشن به چشم پوشيده . و مساوات در خلقت آنست كه دست پنج انگشت بدست چهار انگشت نبرند ، و نه شش انگشت به پنج انگشت ، كه در خلقت متساوى نه‌اند ، و شرح اين احكام بتمامى از كتب فقه طلب بايد كرد ، كه كتب تفسير بيش از اين احتمال نكند .
وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ
- يعنى تفقأ بها ،
وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ
يعنى يجدع به ،
وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ
تقطع بها ،
وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ
يقلع به . آن گه گفت :
وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ
يعنى جراحتها در آن قصاص رود ، يعنى كه جارح را باندازهء جرح وى قصاص كنند . هر چند كه اين لفظ بر عموم گفت ، امّا مخصوص است باعضا كه قصاص در آن ممكن بود ، و آن را حدى فاصل پيدا بود ، چون شفتين و انثيين و دست و پاى و زبان و امثال آن . امّا بريدن گوشت اندام و شكستن استخوان و امثال آن كه اندازهء آن نتوان دانست ، و آن را حدّى و مفصلى پيدا نه ، در آن قصاص نرود ، بلكه در آن ارش بود يا حكومت .
وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ
و ما بعدها ، هر پنج حرف كسايى برفع خواند ، و عطف بر موضع نفس باشد ، يعنى : و كتبنا عليهم فيها و قلنا لهم النفس بالنفس و العين بالعين ، و مثله قوله :
أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ
رفع على المعنى ، و هو اللَّه و رسوله