تا بدانى كه بر آن درگاه حجاب نيست ، و بند نيست ، و منع نيست ، و دستورى مناجات بر دوام هست ، چنان كه خواهى . از روى اشارت ميگويد : بندهء من ! اگر قرب ميخواهى اينك در گشاده ، و بار داده ، و منعى نه ! و اگر بعد ميخواهى بر سبيل رخصت اينك ترا رخصت ، و خشمى نه ! اينست غايت كردم ، و كمال لطف ، حفظ سنّت وفا ، و تحقيق معنى و لا .
وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ
الآية - درين آيت دلالت روشن است كه بنده ما دام كه تا يك نفس از اختيار با وى بود ، حكم نماز از وى بر نخيزد ، نه در حال امن ، نه در حال خوف ، نه آن يك ساعت كه سلطان حقيقت بر وى مستولى بود ، و وى در نقطهء جمع ، و نه آن وقت كه غلبات احكام شرع بر وى روان بود ، و وى در وصف تفرقت .
مردى در پيش جنيد آمد و گفت : نورى چندين روز است تا در غلبات وجد خويش برفته ، و ولهى عظيم او را فرا گرفته ، و سلطان حقيقت بر وى مستولى شده ، همانا كه بنقطهء جمع رسيده . جنيد گفت : كه با اين همه در وقت نماز چونست و چه مىكند ؟ گفت چون وقت نماز درآيد تكبير بندد ، و نماز به شرط خويش بگزارد ، و در آن خللى نيارد . جنيد : گفت الحمد للَّه كه شيطان به دو دست نيافتست ، و راه بر وى نزده . آن دقت او عين حقيقت است ، و حركت او جمال طريقت است ، و نفس او نقطهء جمع است .
19 - النوبة الاولى
( 4 / 109 - 103 )
قوله تعالى :
فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ
چون در بيم نماز خوف بگزاريد ،
فَاذْكُرُوا اللَّهَ
، خداى را ياد ميكنيد [ در آمنى ] ،
قِياماً
در [ تندرستى ] بر پاى ،